تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
ابن خلدون ميان اين دو روايت در ترديد است و مىگويد كه خليفه در ميدان جنگ هنگامى كه مسيحيان به خيمه‌اش حمله كردند مجروح شد يا در اثر بيمارى بمرد . « 17 » خليفه ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن به هنگام مرگ چهل و هفت سال از عمرش گذشته بود . زيرا چنان كه گفتيم در سال 533 در تينملل متولد شده بود .

2

چون خليفه ابو يعقوب پس از عبور از نهر تاجه در اثر جراحتى كه برداشته بود در درون محفه خود جان سپرد ، برحسب عادت مرگ او را پنهان داشتند لشكر به اشبيليه رسيد . در جايى كه صاحب البيان المغرب آن را حصن طرّش مىخواند ، خيمه‌گاه خليفه برپا كردند و غلامان و خادمان به رسم معمول بر گرد آن حلقه زدند . السيد ابو يوسف يعقوب فرزند او به خيمه داخل مىشد بيرون مىآمد و به نام پدر فرمانهايى صادر مىنمود « 18 » چون همه در آن موضع گرد آمدند . ابو زيد پسر خليفه برادران و بزرگانى را كه در لشكر بودند فراخواند و آنان را از وفات پدر خبر داد و از پيكر او كه در بستر افتاده بود پرده برداشت و از آنان خواست با امير ابو يوسف يعقوب بيعت كنند . در شامگاه آن روز كار بيعت به پايان رسيد و روز ديگر حركت از سر گرفتند . ولى مرگ خليفه همچنان مكتوم نگه داشته مىشد . اما او را كفن كردند و در تابوتى جاى دادند تا به اشبيليه رسيدند . يك ماه پيش بود كه لشكر از اشبيليه بيرون آمده و از نهر تاجه گذشته بود . ابو يوسف يعقوب سه روز در اشبيليه بياسود چون همهء جماعات عرب و موحدين برسيدند ، همگان را به بيعت فراخواندند . بيعت دو روز مدت گرفت . آنگاه خليفهء
هامش
( 17 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 ص 211 . و نيز رجوع كنيد به نفح الطيب ج 2 / ص 546 . ( 18 ) . ابن ابى زرع روض القرطاس ص 141 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 99 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان