تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نو دست عطا بگشود و از جمله ابو زيد برادر خود را به سبب رنجى كه در تنظيم امور و گرفتن بيعت تحمل كرده بود ، ده هزار دينار صله داد . از آن‌رو كه ابو يعقوب يوسف خليفهء متوفى در زمان حيات خود به جانشينى او تصريح كرده بود و او نيز بزرگترين برادران بود كار بيعت گرفتن بىهيچ معارضه‌اى به پايان آمد . چون كار بيعت گرفتن به پايان آمد و سراسر انحاء اندلس و همهء طبقات مردم را در برگرفت و امور اندلس سامان يافت ، خليفه در روز بيست و چهارم جمادى الاول سال 580 ه / دوم سپتامبر سال 1184 م همهء مشايح موحدين و شيوخ عرب و سران هيئتها را فراخواند و پايان جنگ را اعلام نمود و اجازه حركت داد . سردار ناوگان ابو العباس صقلى با سيزده كشتى به طريف آمد تا خليفه و خواص او و سپاهيان را به آن سوى آب برد . سپيده‌دم روز بعد مردم اندلس در كنار رود وادى الكبير اجتماع كردند . موكب خليفه تعبيه شد . قرآن كريم را پيشاپيش در حركت آوردند . خليفه نيز ظهر همان روز حركت كرد و در قريه طريانه روبه‌روى اشبيليه فرود آمد . سپس شريش را پشت سر گذاشت و به شدونه يا مدينة ابن السليم « 19 » رسيد . در آنجا با السيد ابو زكريا فرزند برادرش السيد ابو حفص ديدار كرد . ابو زكريا با جمعى از اعيان زغبه از قبايل عرب با هفتصد اسب از تلمسان آمده بود و به يارى مردم اندلس مىرفت . موكب خليفه به حجر الايل « 20 » تپه‌اى در نزديكى طريف فرود آمد . كشتيها در طول ساحل صف بسته بودند . خليفه در آنجا در روز هفتم ماه جمادى الاخر سال 580 ه / 12 سپتامبر 1184 م ، با مردم اندلس و برادران خود كه امارت اندلس داشتند چون ابو اسحاق و ابو زيد و ابو يحيى وداع كرد و هنگام نيمروز به كشتى نشست و در قصر مصموده يا قصر الصغير به خشكى آمد و از آنجا به رباط الفتح رفت . در آنجا بود كه او را امير المؤمنين خواندند و حال آنكه زان پيش حتى بعد از بيعت امير يعقوب خطاب مىكردند .
هامش
( 19 ) . به اسپانيايىainodiS anideM .( 20 ) . به اسپانيايىorreiC led aneP aL .