تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
اسقف شنت يا قب با بيست هزار جنگجو رسيد در يك سپيده‌دم سى هزار از موحدين را كشتند . « 7 » در روز پايان اين نبردها ، روز بيست و يكم ربيع الاول / دوم ژوئن در لشكرگاه موحدين حادثه‌اى رخ داد كه باعث شگفتى همگان شد . خليفه فرمانى صادر كرد كه لشكرش دست از جنگ بردارند و از آنجا كه هستند به‌جاى ديگر روند يا از جانب شرقى شنترين به جانب غربى و شمالى آن موضع گيرند . صاحب روض القرطاس مىگويد كه همه در شگفت شدند زيرا سبب آن را نمىدانستند . حتى مشايخ و سرداران موحدّين نيز از چنان تصميمى بىخبر بودند . در روايات اسلامى هم دراين‌باره توضيحى قانع كننده نمىيابيم . ابن صاحب الصلاة مورخ اين صحنهء جنگى فقط مىگويد كه « مردم از اين فرمان انتقال از نقطه‌اى به نقطهء ديگر به تعجب افتادند و همهء آرزوها بر باد رفت ، و در همهء شئون لشكر خلل افتاد » . سپس مىگويد كه در همين روز انتقال لشكرى كه از مرسيه آمده بود براى حمله به يكى از مواضع مسيحيان نزديك شد ولى به ناگاه به سختى منهدم گرديد و به لشكرگاه بازگرديد . « 8 » اما يك روايت مسيحى علت انتقال ناگهانى لشكر موحدى را به گونه‌اى روشنتر بيان مىكند كه با منطق حوادث بيشتر مطابق مىآيد . از اين قرار كه موحدين پس از آنكه در ربض شهر شنترين روزى چند با پرتغاليان درگير جدال شدند و سراسر ربض را گرفتند و استحكامات آن را نابود كردند ، دريافتند كه نيروى دفاعى شهر به گونه‌اى است كه تصرف آن را ناممكن ساخته و براى تصرف شهر نياز به محاصره‌اى سخت و طولانى است اما در اثناء اين احوال اتفاق ديگرى هم افتاد ، و آن آمدن فرناندوى سوم پادشاه ليون با قواى خود بود . پيش از اين گفتيم كه چون سپاه موحدين از اشبيليه به سوى بطليوس حركت كرد ، فرناندوى دوم شهر قاصرش واقع در شمال شرقى بطليوس را محاصره كرده بود و مىخواست بر آن استيلاء يابد . چون از حركت سپاه موحدى خبر
هامش
( 7 ) .. zeuqirnE osnoflA ed acinorC y oteciD ed . R . C : dibi : adnariM . H( 8 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب - به نقل از ابن صاحب الصلاة - القسم الثالث ص 134 و 135 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 95 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان