تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بكشد « 2 » . در آتيه در باب آثار و ابنيهء او سخن خواهيم گفت .

1

بامداد روز پنجشنبهء بيست و ششم ماه صفر سال 580 / هفتم ماه ژوئن سال 1184 م لشكرهاى موحدين به فرماندهى ابو يعقوب يوسف از اشبيليه راهى شمال شد . حركت سپاه كند و آرام بود ، چنان كه پس از نه روز به دژ العرجه رسيد چون به بطليوس رسيد وزير پيشين ادريس بن جامع و ابو زكريا بن حيون الكومى كه در آنجا در تبعيد به سر مىبردند ، اجازت خواستند كه در ركاب او جهاد كنند ، خليفه آنان را اجازت داد . موقعيت پادشاهان مسيحى نسبت به سالهاى قبل تغيير كرده بود همه پيمانهاى دوستى را با موحدين گسسته بودند و طريق دشمنى مىسپردند . فرناندو پادشاه ليون پيمان دوستى خود نقض كرده بود و با پادشاه قشتاله آلفونسوى هشتم پيمانى بسته بود كه يكى از مواد آن دشمنى با موحدين بود . در همان هنگام كه لشكرهاى موحدين به شبه جزيره قدم نهادند آلفونسوى هشتم نيز جنگ تازه‌اى را در اراضى اندلس از سر گرفت و شهر قاصرش واقع در شمال شرقى بطليوس را در نزديكى رود تاجه در محاصره آورد و اين محاصره در سرتاسر زمستان و تا آخر بهار ادامه داشت . خليفهء موحدى از اين پيمان جديد ميان قشتاله و ليون آگاه بود . اين پادشاهان مىگفتند كه در نظر موحدين همهء ممالك مسيحى يكسان است بنابراين آنان بايد همه در مقابل اين تهاجم دست در دست يكديگر نهند . در يك روايت پرتغالى آمده است كه خليفه ابو يعقوب يوسف گفته است بعد از شنترين مملكت پرتغال را تا رود دويره خواهد گرفت . سپس به طليطله مركز قشتاله لشكر خواهد برد . « 3 »
هامش
( 2 ) . المن بالامامه برگ 170 الف . ( 3 ) .. 292 . P munatisiuL . nocinorhc . tiC , dibI : adnariM . H