تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
بازپس گرفتن ، در اين لشكركشى عظيم ، هدف اصلى موحدين بود . « 5 » زيرا ناوگان موحدين در مصب رود يانه و وادى الكبير گرد آمده بود و در همان هنگام كه لشكر موحدين از راه خشكى به سوى شنترين پيش مىرفت ناوگان آنها نيز به سوى آبهاى اشبونه بادبان گشاده بود ، حتى اشبونه را نيز محاصره كرد . « 6 » ولى اين يك امر طبيعى بود كه سپاه موحدين پيش از اشبونه بايد بر شنترين كه به منزلهء دژ شمالى آن بود استيلا يابد . چون لشكر موحدين در برابر شنترين استقرار يافت ، خليفه فرمان داد كه به سوى دروازه‌هاى شهر پيش روند و گرداگرد آن را در محاصره گيرند . خيمه خليفه را در جنوب شرقى شهر بر كنار رود تاجه برپا كردند . سپاهيان آلفونسو هنريكيز در درون شهر و در قلعهء شهر موضع گرفته بودند و براى دفاع آمادگى كامل داشتند . موحدين به ربض حمله كردند و خانه‌ها را تا كنار بارو درهم كوفتند و دو كليسا را نيز ويران كردند و بسيارى از مدافعان را كشتند . باقى به قصبه ( قلعه ) گريختند . در روز جمعه نوزدهم ربيع الاول / بيست و نهم ژوئن موحدين به باروها حمله كردند و قواى مسيحى را به درون قصبه بازپس راندند . روزهاى بعد نيز قتال ادامه داشت . به روايتى تا پنج روز . موحدين با وجود تلفات بسيار همچنان پايدارى مىكردند و بسيارى از موانع و استحكاماتى را كه در ربض ايجاد شده بود ، از ميان برداشتند . روايات مسيحى گونه‌اى ديگر است . بويژه روايتى كه منسوب است به يك كشيش انگليسى به نام راؤول دوديستو ، حاصل آنكه موحدين در روز قديس‌خوان يعنى روز بيست و چهارم ژوئيه به شنترين رسيدند و شهر را محاصره كردند و جنگ درپيوستند تا عاقبت سوراخى در بارو پديد آمد و به شهر درآمدند . روز بعد اسقف بورتو و فرزند پادشاه برسيدند و از موحدين پانزده هزار كس كشتند و آن سوراخ را به اجساد آنان سد كردند . روز بعد
هامش
( 5 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 140 . ( 6 ) . الروض المعطار ، ص 114 .