غرناطى بود . در علوم قرآن و سنت تبحر جست و در فقه سرآمد شد . اديبى بود با آگاهى بسيار و در فنون مختلف استاد . قضاى غرناطه و المريه بر عهدهء او بود .
در تفسير ، كتاب بزرگى دارد كه هرچه مفسران پيش از او گفتهاند در آن گرد آورده است . كتاب او در مغرب و اندلس مشهور شد . نيز كتابى در انساب دارد . از تأليفات او كتابى است در معجم مشايخ او كه در كتابخانهء اسكوريال نسخهء او موجود است . ابو محمد عبد الحق در سال 418 ه متولد شد و به سال 542 ه / 1147 م در لورقه درگذشت . « 1 » در شعر نيز دست داشت . از قصايد او قصيدهاى است در مدح مرابطين كه در آن گويد :
اذا لثموا بالريط خلت وجوههم * ازاهر تبدو من فتوق كمائم
اذا لثموا بالسابريه اظهروا * عيون الافاعى من جلود الاراقم « 2 »
شعر در مدايح مرابطين ، در ميان شعر اندلسى بس نادر است . درست است كه مىتوان شاعرى يافت كه با گرفتن صلهاى شعرى در مدح يكى از امرا گفته باشد ولى اين گونه اشعار كه در آنها مرابطين به گونهاى عام ستوده باشند بهندرت توان يافت .
هم از ايشان است عبد الرحمان بن عبد اللّه المعافرى . او از فقهايى بود كه به وزارت رسيد و در فقه و حديث و ادب و نظم و نثر استادى چيره دست بود . در ايام امير على بن يوسف ناظر املاك سلطانى در غرناطه و اشبيليه بود و آن كار به حزم و كفايت تمام به انجام رسانيد . سپس امير او را امارت طرطوشه داد تا به كار مردم نظر كند و بناهاى آن مرمت و تجديد كند . اين مهم را نيز به نيكوترين وجه ادا كرد .
مردى بخشنده بود . در سال 518 ه / 1124 م درگذشت . « 3 »
و ديگر عبد اللّه بن محمد بن عبد اللّه النفزى معروف به المرسى . در مرسيه به سال 453 متولد شد . در آنجا درس خواند و به سبته رفت . در مسجد جامع سبته
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به الملتمس شماره 1103 .
( 2 ) . الصله شمارهء 829 و نيز المطرب من اشعار اهل المغرب ، ص 91 . و نيز. 901 . oN ; dibI ; seugioB . P( 3 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه مخطوط اسكوريال برگ 256 .