در سبب تأليف آن گويد كه چون ديد مردم زمان و سرزمينش روى به ادبيات مشرق نهادهاند و از آن دچار شگفتى شدهاند و از ادبيات سرزمين خود غفلت مىورزند تصميم به تأليف الذخيره گرفت و هرچه از شاهكارهاى نظم و نثر شاعران و نويسندگان اندلس به دستش افتاد در آن گرد آورد ، تا مردم اندلس را به تفوق ادبيات خود و نتايج افكار ادباى اندلس واقف گرداند . زيرا حق اين بود كه با ادبيات خود آشنا گردند و از آن لذت برند و نپندارند كه بايد آثار نيكو و دلانگيز را تنها در مشرق يافت يا اين هنر منحصر به مردم مشرق است . « 1 » الذخيره از جهت تاريخ و ادب و مسائل اجتماعى نفيسترين منابع به شمار مىآيد . بويژه از عهد ملوك الطوايف و امرا و ادبا و شعراى آن مطالب گرانبهايى دربردارد . « 2 » جاى خوشبختى و خوشوقتى است كه اخيرا همه مجلدات چهارگانه به دست افتاده است و حال آنكه مدتها بود كه بعضى از بخشهاى آن همچنان مفقود بود . ابن بسام را غير از الذخيره كتب ديگرى است . چون كتابى در شعر معتمد بن عباد و كتابى در شعر ابن وهبون و رسالهاى تحت عنوان سلك الجواهر فى ترسيل ابن طاهر و مجموعه برگزيدهاى از شعر ابو بكر بن عمار . ابن بسام را در نوشتن سبكى روان است كه هر چند سجع بر آن غلبه دارد از قوت و وضوح آن نكاسته است . الذخيره همچنين از جهت نقد تاريخى و اجتماعى كتابى نيرومند است . آنچه درخور ذكر است اين است كه در جايى نديدهايم كه ابن بسام در خدمت يكى از امراى زمان خود درآمده باشد يا همانند ديگر همتايانش بر سفرهء نعمت آنان نشسته باشد . ابن بسام در سال 542 ه / 1147 م در قرطبه وفات كرد . « 3 »
ديگر ابو محمد عبد اللّه بن ابراهيم بن وزير حجارى است . صاحب كتاب مشهور المسهب . اصل او از وادى الحجاره بود و نامش بر آن دلالت دارد . چون وادى الحجاره به دست مسيحيان افتاد او با زن و فرزند از آنجا بيرون آمد و به چند شهر از شهرهاى اندلس سفر كرد ، عاقبت در غرناطه فرود آمد و از آنجا به
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به مقدمهء الذخيره ج 1 / بخش اول چاپ جامعة القاهره ص 2 و 3 .
( 2 ) . رجوع كنيد به جلد دوم همين كتاب ص 436 .
( 3 ) . الذخيره مقدمهء كتاب و نيز. 171 . oN ; dibi : seugioB snoP