حاكى از اينكه مرابطين از اهميت و ارزش علمى و ادبى غافل نبودهاند و به اساليب بليغ و عالى در نگاشتن منشورها و فرمانهاى و دستورهاى دولتى اهميت مىدادهاند . ولى اين توجه و ارج نهادن به همان كارهاى رسمى و دولتى محدود مىشده و به گونهاى نبوده است كه بتوان ايشان را منشأ يك حركت علمى و ادبى به شمار آورد . حركتى كه درخور ملتى متمدن و بافرهنگ چون ملت اندلس ، بوده باشد .
2
گفتيم كه حركت فكرى و ادبى در اندلس ، در عصر مرابطين ، امتداد حركت فكرى و ادبى ، در ايام ملوك الطوايف بود ولى نمىتوان ناديده گرفت در عصر مرابطين نيز در اندلس تنى چند از متفكران و نويسندگان به وجود آمدند و اين امر دليل بر اين است كه فشارى كه در عصر مرابطين حركت فكرى اندلس تحمل كرد اولا همهگير نبوده و ثانيا مدت درازى نپاييده است . ازاينرو در كنار آن بزرگان كه ياد كرديم به برخى علما و ادبا و شعراى ديگر بر مىخوريم كه منحصرا در اين عصر به وجود آمدهاند و شكوفا شدهاند .
از ايشان دو تن از امراى بلنسيه است ، يكى ابو عبد الرحمان بن طاهر القيسى و يكى ابو عبد الملك مروان بن عبد العزيز . در باب وضع سياسى آن دو در ميدان فرمانروايى سخن گفتهايم . اما ابو عبد الرحمان بن طاهر از نوادگان ابو عبد الرحمان بن طاهر امير مرسيه در ايام ملوك الطوايف است كه از امراى بيان و ناماوران عصر خود بود . اين ابو عبد الرحمان كه در عصر مرابطين مىزيست در علم و ادب و سحر بيان و رونق سخن و شعر خلف صدق نياى خويش بود . پس از آنكه به دست ابن عياض از امارت خلع شد ، چندى در مرسيه در عزلت زيست و شاهد تطورات شرق اندلس بود . چون محمد بن سعد بن مردنيش زعيم شرق اندلس وفات كرد و با مرگ او جبههء موحدين از هم پاشيد ابو عبد الرحمان بن طاهر به دعوت موحدين