از ابو عبد اللّه بن ابى الخصال چند اثر مهم بر جاى مانده است . يكى كتاب سراج الادب است كه به شيوهء كتاب النوادر ابو على القالى و زهر الآداب حصرى تأليف شده . ديگر كتاب ظل الغمامه و طوق الحمامه است در مناقب صحابه و قصيدهء موسوم به معراج المناقب و منهاج الحسب الثاقب در نسب رسول اللّه ( ص ) و نيز اشعار بسيار كه برخى از آنها كه در مدح امير تاشفين سروده شده است . « 1 »
در زمرهء اين دبيران بزرگوار اندلسى بايد از وزير و دبير اندلسى ديگر كه خود از اعلام بلاغت و ائمهء بيان در اين عصر است يعنى نويسنده و شاعر نامدار ابو جعفر احمد بن عطيه بار ديگر ياد كنيم . او نخست به خدمت دولت لمتونه درآمد و چون آنان برافتادند در موقعيتى خاص كه از آن ياد كرديم به خدمت موحدين درآمد و در آن كار ببود تا به دست خليفه عبد المؤمن بن على به خوارى افتاد و كشته شد .
از ادباى دولت لمتونه دو نويسندهء ديگر هستند يكى ابو نصر فتح بن خاقان و ديگر ابن الصيرفى .
فتح بن خاقان از اهالى اشبيليه و از كتاب امراى طوايف بود . فتح بن خاقان به شيوهء ادبىاش كه بلاغت را با سجع در آميخته مشهور است . و اين شيوهء نگارش را در دو كتاب خود قلائد العقيان و مطمح الانفس به كار داشته است . در آغاز در قصور امراى طوايف به گردش پرداخت و با امراى بزرگ آشنا شد . سپس به خدمت امير ابراهيم بن اسحاق بن يوسف بن تاشفين برادر امير المسلمين على بن يوسف پيوست و كتاب قلائد العقيان را به نام او تأليف كرد . اين كتاب مشتمل است بر شرح حال امراى طوايف و اعيان آن عصر و فقها و كتاب آن . در اواخر عمر به مراكش رفت و در آنجا زيستن گرفت . فتح بن خاقان بىبندوبار و بادهگسار بود و روشى منحرف داشت . عاقبت در مهمانخانهاى كه در آن سكونت داشت او را كشته يافتند . گويند على بن يوسف به قتل او اشارت كرده بود . « 2 »
اما ابن الصيرفى ، نامش يحيى بن محمد بن يوسف الانصارى بود . و كنيهاش
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به ابن دحيه ، المطرب من اشعار اهل المغرب ، ص 187 و 189 .
( 2 ) . رجوع كنيد به ابن خلكان ج 1 / ص 515 . و نيز. 261 . oN dibi : seugiaB . P