تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
جمادى الآخر سال 508 ه / 1114 م وفات كرد . « 1 » در دربار مرابطين در كنار ابن القصيره جمع ديگرى از اعلام كتاب و ائمهء بلاغت گرد آمده بودند . از آن جمله بودند : بنى القبطرنه ، يعنى ابو بكر بن عبد العزيز - البطليوسى و برادران او ابو الحسن و ابو محمد . اينان از مردم بطليوس بودند و از كتاب دولت بنى الافطس . هر سه پس از برافتادن دولت بنى الافطس به دبيرى در دستگاه امير المسلمين على بن يوسف پرداختند و همه از اكابر كتاب و شعرا بودند . ابو بكر كه در سال 520 ه / 1126 م درگذشت چنان مىنمايد كه در علم و بلاغت عميد يا به قول ابن بسام واسطهء عقد ايشان بوده است . صاحب قلائد العقيان از او ياد كرده و بخشى از آثار منظوم و منثور او را آورده است . همچنين ابن الخطيب در الاحاطه و ابن سعيد در المغرب . « 2 » و هم از ايشان است وزير و كاتب بنى الافطس و صاحب قصيده‌اى غراء در مرثيهء ايشان ، ابو محمد عبد المجيد بن عبدون ، متوفى به سال 520 ه / 1126 م . ما در جلد دوم اين كتاب شرح حال او را آورده‌ايم . « 3 » ديگر ابو القاسم محمد بن عبد اللّه بن الجد الفهرى بود . ابن الجد از مردم لبله بود و در فقه و ادب استادى توانا . در اشبيليه سكونت جست . در آغاز در دستگاه بنى عباد خدمت مىكرد . سپس او را به دربار على بن يوسف جهت دبيرى فراخواندند . او در منصب خويش بود تا در سال 515 ه وفات يافت . در قلائد العقيان بخشى از نظم و نثر او آمده است . از جمله نامه‌هاى او نامه‌اى است از سوى امير المسلمين به مردم سبته در باب ولايت امير يحيى بن ابى بكر الصحراوى بر فاس و سبته . و نامه‌اى به ابو محمد عبد اللّه بن فاطمه والى اشبيليه كه او را به التزام حق و اتباع عدل و رفق به رعيت فرا مىخواند . و نيز نامه‌اى است به مردم اشبيليه در تحريض آنان به ترك
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به : ابن بشكوال ، الصله ( القاهره ) شمارهء 1253 ، / قلائد العقيان ص 104 - 106 . ابن الخطيب ، الاحاطه مخطوط ياد شده در اسكوريال برگ 64 و 65 . ( 2 ) . قلائد العقيان ص 148 - 155 ، الاحاطه ( 1956 ) ج 1 / ص 528 - 531 . المغرب فى حلى المغرب ج 1 / ص 367 و 368 . ( 3 ) . صفحهء 436 .