مرابطى در اندلس گرديد . قرطبه تا سال 539 ه / 1144 م سالى كه آتش شورش در بلاد اندلس افتاد و قرطبه نيز برضد مرابطين بشوريد ، مركز حكومت بود .
والى اندلس در اين سال امير ابو زكريا يحيى بن غانيه آخرين واليان مرابطين بود .
مناصب فرمانروايى در شهرهاى اندلس ويژهء امراء و سرداران سپاه بويژه خويشاوندان بود . پيش از اين نام بسيارى از اين امراء و سرداران را از زمان يوسف بن تاشفين تا پايان دولت مرابطى ، آوردهايم . برخى اينان اقطاب سرداران اوليهء مرابطين بودند ، چون امير سير بن ابى بكر لمتونى فاتح اشبيليه و سپس والى آن و محمد بن الحاج والى بلنسيه و سرقسطه و بعد از او يحيى بن غانيه و امير ابو محمد مزدلى والى قرطبه كه از پسر عموهاى يوسف بود و دو پسر او محمد و عبد اللّه و امير محمد بن عايشه پسر يوسف و محمد بن فاطمه والى اشبيليه و عبد اللّه بن تينغمر والى قرطبه كه پسر خواهر على بن يوسف بود و امير ابراهيم والى اشبيليه كه برادر على بن يوسف بود و ابو بكر بن على بن يوسف كه او نيز امارت اشبيليه يافت و گروهى ديگر . اما مناصب قضا را در شهرهاى بزرگ به قضات اندلسى واگذار كرده بودند و اين علتى روشن داشت . زيرا در ميان علماى مرابطين كسى كه بتواند اين گونه مناصب را در جايى مانند اندلس عهدهدار شود وجود نداشت .
قضات اندلس به كثرت علم ممتاز بودند . قضات اندلسى در دربار مرابطين از نفوذ فراوان برخوردار بودند و در امور مهم سخنشان مسموع مىافتاد . اينان در همان هنگام رسولانى بودند كه هيبت دولت را در دل مردم اندلس نشانيدند و نفوذ او را گسترش مىدادند . از نمونههاى اين قبيل قضاة يكى ابو الوليد بن رشد بود و يكى ابو القاسم بن حمدين كه هر دو عهدهدار قضاى قرطبه بودند و ما پيش از اين ديديم كه چگونه فتواى قاضى ابو القاسم بن حمدين در سوختن كتب غزالى در سال 503 به اجرا درآمد و چگونه قاضى ابو الوليد بن رشد امير المسلمين على بن يوسف را واداشت تا مسيحيان معاهد را تبعيد كند و ديديم كه اين قضاة بعدها ، هنگامى كه امور دولت مرابطين پريشان شد چگونه شورش برضد مرابطين را در شهرهاى مختلف اندلس رهبرى كردند و تا روى كار آمدن موحدين فرمانروايى شهرهاى شورشگر را برعهده گرفتند .
اكنون اين نكته را مورد توجه قرار مىدهيم كه چرا رهبران شورش برضد
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٤٢٨