تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
درآمد بار ديگر جهاد در راه خدا شعار اصلى مرابطين را در شبه جزيره تشكيل داد و نبرد اقليش و افراغه و ديگر نبردها با دول مسيحى از مظاهر آن بود و لشكر مرابطين همواره در دليرى و فداكارى حماسه مىآفريد . اما ديرى نپاييد كه شعلهء اين روحيه روى به خاموشى نهاد . بويژه هنگامى كه سپهسالاران بزرگى مشهور به جرئت و شجاعت و مهارت در امور نظامى ، چون سير بن ابى بكر لمتونى و ابو محمد مزدلى و محمد بن الحاج و محمد بن فاطمه ميدان را ترك گفتند و ديگر امرا و سرداران بازمانده در ثروت و نعمت و زندگى مرفه اندلس فرو رفتند و فرزندان صحراى بىآب و گياه با زندگى تازه در شهرهاى بزرگ و دره‌هاى سرسبز و هواى خوش اسپانيا خو گرفتند ، قدرت نظامى و مقاومت پيشين خود در برابر سختيها را از دست دادند و ديگر نتوانستند و وظيفه خود را كه حمايت اندلس در برابر تهاجمات دول مسيحى اطراف بود به خوبى انجام دهند . حتى نتوانستند سلطه و هيبت دولت خويش را در ميان ملتى كه از تحكم آنان ملول شده بود و آرزوى آن داشت كه از زير يوغ ايشان بيرون آيد استحكام بخشند و اين خود يكى از عوامل مهمى بود كه سبب برافتادن سيادت مرابطين در اندلس گرديد .

1

دولت مرابطين يا دولت لمتونه در آغاز ، هنگامى كه يوسف بن تاشفين آن را تأسيس كرد و اركان آن مستحكم گردانيد و پايتخت آن شهر مراكش را پىافكند اميرنشينى بيش نبود و مؤسس آن را امير مىخواندند . پس از فتح زلاقه يوسف را امير المسلمين و ناصر الدين لقب دادند و بعدها همهء ملوك لمتونه را به اين لقب خواندند . امير المسلمين را به جاى امير المؤمنين از آن رو برگزيدند كه فرمانبردارى خويش از خلفاى بنى عباس به اثبات رسانند . البته اين فرمانبردارى امرى ظاهرى بود . و تنها به آوردن نام خليفهء بغداد در خطبه يا نقش نام او بر سكه اكتفا مىشد . از آن پس كه يوسف بن تاشفين فرزند خود على را ، در سال 496 ه / 1102 م به ولايت‌عهدى اختيار كرد ، او نيز به تقليد پدر ، پسر خود تاشفين بن على را در سال
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 426 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان