تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
شمارشان از قبايل مختلف به صد هزار مىرسيد « 1 » و اين غير از پيادگان تيرانداز بود . يوسف بن تاشفين علاوه بر اين سپاه ، سپاهى از سياهان داشت كه نگهبانان خاص او بودند . اينان بردگانى بودند كه از صحرا و از غنا آورده بودند . شمارشان به دو هزار مىرسيد و در به كار بردن انواع سلاح بس آزموده بودند و همواره بهترين سلاحها را به آنها مىداد و ما ديديم كه در جنگ زلاقه چگونه اين نگهبانان سياه‌پوست ، توان خود نشان دادند و با پايدارى خويش سرنوشت جنگ را ديگرگون كردند . يوسف بن تاشفين نيروى ويژه‌اى از سواران قبايل جزوله و لمطه و زناته تشكيل داد كه حشم ناميده مىشدند . « 2 » همچنين دسته‌اى ديگر براى نگهبانى تشكيل داد كه همه از مسيحيان معاهد بودند كه به اسلام گردن نهاده بودند . اين گروه در عهد پسرش على رشد يافت تا در لشكر مرابطين خود جناح بزرگى تشكيل داد . اين جناح مركب بود از مسيحيان مزدور ، سردارشان يكى از جنگجويان قشتالى بود كه در روايات عربى او را « الربرتير » ناميده‌اند و ما پيش از اين از او ياد كرديم اين گروه بيگانه كه در روايات عربى به « الجند الرومى » معروفند در كنار لشكر مرابطين در جنگهاى متعدد شركت مىجست و همواره به دليرى و رزم‌آزمايى مقامى ممتاز داشت . ترتيب جنگ در نزد مرابطين مبتنى بر نظام خماسى بود . پيشاپيش لشكر پيادگان و سواران سبك اسلحه و كمانداران و تيراندازان حركت مىكردند و در دو جناح راست و چپ جاى مىگرفتند . قلب لشكر از واحدهاى سواران سنگين اسلحه تشكيل مىيافت . اينان بودند كه غالبا سرنوشت جنگ را معلوم مىكردند . در پشت سر اينان نيروهاى احتياط بود كه در مواردى كه امير المسلمين همراه لشكر بود خود فرماندهى آنان به عهده مىگرفت . قواى احتياط مركب بود از افواجى از برگزيدگان سپاه و نيروهاى نگهبانان از ملل مختلف ، چون بردگان و مسيحيان مزدور . هريك از اين نيروها را فرماندهى خاص بود و همه فرماندهان پيش از شروع جنگ در مجلس شوراى جنگى گرد مىآمدند و نقشه‌هاى هجوم و دفاع هر
هامش
( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 89 . ( 2 ) . الحلل الموشيه ، ص 13 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 431 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان