عبد المؤمن به انجام مراسم دينى و اجراى احكام آن سخت پايبند بود .
بويژه گزاردن نماز را در اوقات آن و پرداخت زكات را اهميت بسيار مىداد . در تحريم خمر و حد زدن شارب الخمر به جد درايستاده بود . آنسان كه تارك الصلاه و شارب الخمر را مىكشت . او خود مردى پرهيزگار بود . بسيار تلاوت قرآن مىكرد و در برابر خداى خشوع مىورزيد .
عبد المومن در برابر مسيحيان و يهوديان سياستى سختگيرانه داشت . دولت موحدى ، صرفا بر بنيان عقيده استوار شده بود ، بنابراين هم با مسلمانانى كه خارج از عقيده توحيد ايشان بودند و هم با يهوديان و مسيحيان بر سر جنگ بود . چون دولتشان پا گرفت و سياستشان بر شهرهاى بزرگ اندلس بسط يافت عبد المومن فرمانى صادر كرد كه بايد همه يهوديان و مسيحيان از سرزمينهاى قلمرو موحدين بيرون روند و زمانى معين كرد كه تا پايان آن هركس از ايشان كه مسلمان شود از تمام حقوق يك مسلمان خالص و معتقد برخوردار خواهد بود . و هركس خارج نشود و مسلمان هم نشود خون و مالش حلال است . در اثر اين فرمان بسيارى از مسيحيان و يهوديانى كه سبكبار بودند از مغرب و اندلس بيرون رفتند و آنان كه به سبب داشتن عيال يا اشتغالات ، رفتن نمىتوانستند ماندند و تظاهر به اسلام كردند تا مال و جان خويش از تلف برهانند . فيلسوف و طبيب بزرگ يهودى موسى بن ميمون نيز در ميان آنان بود . او از مردم قرطبه بود . چون اين فرمان صادر شد تظاهر به اسلام نمود و شعائر دين به جاى آورد ، تا فرصت خروج از اندلس براى او و خاندانش به دست آمد . موسى بن ميمون از قرطبه به مصر رفت و در دربار مصر طبيب خاص صلاح الدين ايوبى شد و در قاهره در سال 602 ه / 1205 م ديده از جهان فرو بست . « 1 »
عبد المؤمن با آنكه از ميان مردم برخاسته بود و با آنكه فقيهى متواضع بود در رياست سخت مهيب بود و به قول المراكشى بدانگونه مىنمود كه گويى همه نياكانش پادشاهان و فرمانروايان بودهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) . القفطى ، اخبار العلماء باخبار الحكماء ( قاهره 1326 ه ) ص 209 .
( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 112 .