تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
جنگ بعد از ايام عبد المؤمن و در عصر خليفه ابو يعقوب يوسف بن عبد المؤمن و پسر او يعقوب المنصور از مهمترين علل پيروزى شورش بنى غانيه در افريقيه بود . از حيث نظم حكومت و ادارهء امور ، عبد المؤمن مؤسس دولت واقعى موحدين بود . او نخستين كسى بود كه براى كشور و حكومت خويش قواعد و نظاماتى وضع كرد و در تطبيق سياست شرعى و جمع‌آورى اموال و باج و خراج از آن پيروى نمود . رساله‌اى به دست ما رسيده به انشاء ابو جعفر بن عطيه كه در شانزدهم ربيع الاول سال 543 ه از سوى خليفه به طلبه و مشايخ و اعيان و كارگزاران امور در اندلس نوشته شده است . اين رساله به پايه‌اى است كه مىتوان آن را قانون اساسى دولت موحدى شمرد . ابن القطان آن را نقل كرده و ما خلاصه‌اى از آن را مىآوريم . اول - خليفه مىگويد كه به او خبر رسيده كه بعضى از عمال ناخداى ترس از روى ميل و خواهش دل خود بر اموال مسلط شده‌اند و بر جان و مال مسلمانان دست تعدى دراز مىكنند و احكام شرع را نقض مىكنند و ستم روا مىدارند و خود مرتكب معاصى مىشوند و علاوه بر غصب اموال و نواميس دست به خون مسلمانان مىآلايند و براى گرفتن اموال مردم ، آنان را زير ضربات تازيانه مىافكنند و به انواع ، شكنجه مىدهند . بايد از آنان هركس كه مستحق زدن يا ديگر حدود باشند برطبق قانون شرع به سزاى اعمالش رسانيده شود . دوم - او را گفته‌اند كه در امر غرامتها و باجها و قبالات و حق پهلو گرفتن كشتيها در بنادر بر مردم ستم بسيار مىكنند و مرتكب گناهان كبيره مىشوند ، آيا امر عالى به قطع اسباب ستم صدور نيافته است ؟ آيا نشنيده‌ايد كه بايد عدالت اجرا گردد ؟ از آن جمله ، در مورد مسافرانى است كه مىخواهند به شهرهاى خود بازگردند . بعضى از اين حكام ظالم مىپندارند كه آنان به خزانه چيزى بدهكارند و بايد بپردازند ، ازاين‌رو بخش بزرگى از اموال ايشان را مىستانند . خليفه از موحدين و طلبه مىپرسد كه چگونه چنين اتفاقى مىافتد ، درحالىكه ايشان امور را زير نظر دارند ؟ و چسان بدينگونه خون مردم ريخته مىشود و هتك حرمت ايشان مىشود و آنان دست به قدامى نمىزنند ؟
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 412 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان