برتر بود . عظمت دولت موحدين به عصر عبد المؤمن و پسرش ابو يعقوب يوسف و نوادهاش المنصور ابو يوسف يعقوب منحصر مىگردد و از سال 524 تا 595 ه يعنى مدت هفتاد سال را دربرمىگيرد .
عبد المؤمن از جنبههاى علمى و از حيث زندگى نظامى كه در سرتاسر جنگها و فتوحات خود پيروزمند بود ، بيش از همه فرمانروايان به المنصور ابن ابى عامر شباهت داشت . زيرا اين دو صفت بارزترين صفات اين دو مرد بزرگ و نامآور است هرچند غزوات المنصور ابن ابى عامر بيش از هرچيز صبغهء جهاد در راه خدا داشت .
عبد المؤمن علاوه بر مقامات علمى بزرگترين سرداران عصر خود بود . در جرئت و شهامت و اقدام همتايى نداشت . و دليرانه در دريائى از دشمن غوطهور مىشد و پيروزمند بيرون مىآمد . بيش از بيست و پنج سال از عمر خود را در ميدان جنگ سپرى ساخت . سراسر بلاد مغرب را از خاور تا باختر و از جنوب تا شمال در زير پاى بسپرد و از هر معركه تاج پيروزى بر سر ، بيرون مىآمد و جز در يك دو مورد طعم شكست را نچشيد . لشكر چند صد هزار نفرى از سواره و پياده از بربر و عرب كه در فرمان او بود ، در فرمان هيچ يك از پادشاهان مغرب نبود .
او خود چون يك سپاهى در تمام مراحل نبرد همراه سربازانش مىرزميد . در سفر - هايش عادت بر اين بود كه سپيده دم بعد از نماز صبح طبل رحيل مىكوفتند و آن طبلى عظيم بود كه سه ضربه بر آن نواخته مىشد و نشان آن بود كه لشكر بايد حركت كند . حركت لشكر موحدى به گونهاى بود كه المهدى مقرر كرده بود .
پيشاپيش علم سفيد موحدى را در ميان فوجى از پيادگان مىكشيدند . ميان اينان و امير مقدار يك ربع ميل فاصله بود . سپس امير يا خليفه از پس علم در ميان خواص و وزراى خود حركت مىكرد . در پى آنها علمهاى بزرگ و طبلها خود لشكر بود ، يعنى سپاهيان هر قبيله به ترتيبى خاص . « 1 » عبد المؤمن در بسيارى مواقع خود نقشهء جنگى را مىكشيد و چه بسا خود فرماندهى را به عهده مىگرفت و با سپاهيان در نبرد شركت مىجست .
هامش
( 1 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ( مخطوط ياد شده ) برگ 43 ب .