دادند . در آخر ماه جمادى الاول ابن عياض بيامد . خبر بيعت مردم بلنسيه در راه كه مىآمد به او رسيده بود . ابن عياض چندى در شهر درنگ كرد و اوضاع را نظام داد و مرزها مستحكم ساخت و به مرسيه بازگرديد و داماد خود عبد اللّه بن سعد بن مردنيش را از سوى خود در بلنسيه نهاد . اين عبد اللّه ، عم محمد بن سعد بن مردنيش زعيم آيندهء ناحيهء شرقى است . او را صاحب البسيط مىگويند ، زيرا در نبرد بسيط با ابن هود كشته شد « 1 » و باز از آن ياد خواهيم كرد .
اما مروان بن عبد العزيز ده سال در ميورقه در نزد بنى غانيه در زندان ماند و به انواع شكنجه و اهانت گرفتار بود . تا عاقبت به شفاعت وزير ابو جعفر بن عطيه از زندان آزاد شد . والى ميورقه در آن هنگام اسحاق بن محمد بن غانيه بود . بعد از كشته شدن پدرش محمد و برادرش عبد اللّه به اين مقام رسيده بود . اسحاق بن محمد با موحدين طرح دوستى افكنده بود . مروان بن عبد العزيز را از زندان آزاد كرد و او را به بجايه فرستاد . اين واقعه در سال 548 ه اتفاق افتاد . ابن عبد العزيز از بجايه به مراكش رفت و ابن عطيه او را به مجلس علمى خليفه درآورد . ولى مروان بن عبد العزيز حق نعمت ابن عطيه نشناخت و آن ابيات را كه در مطلع آن گفته است :
قل للامام اطال اللّه مدته * قولا تبين لذى لب حقائقه
بر ساخت و خليفه را به كشتن او تحريض كرد . اين ابيات چنان كه گفتيم يكى از اسباب مهم منكوب شدن و قتل ابن عطيه بود .
مروان بن عبد العزيز گمنام و از يادها رفته در مراكش مىزيست تا در سال 578 ه / 1182 م در سن هفتاد و دو سالگى بمرد . « 2 »
2
شايسته است پيش از آنكه سرنوشت شورش بلنسيه و تحولات آن را بررسى
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 215 .
( 2 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 215 و 216 . و نيز در التكمله ( القاهره ) شماره 1751 .