چون بقاياى سپاه مرسيه پس از قتل امير خود به شهر بازگشتند مردم شهر در اواخر ربيع الاول سال 540 ه ابو عبد الرحمان بن طاهر را به رياست برگزيدند .
ابو عبد الرحمان به قصر امارت رفت و نخست در خطبه نام ابن هود را آورد و سپس نام خود را . اين ابو عبد الرحمان ، محمد بن عبد الرحمان بن احمد بن عبد الرحمان بن طاهر القيسى سليل بنى طاهر امراى مرسيه در ايام ملوك الطوايف بود . پيش از اين در اخبار مملكت مرسيه از اصالت و قدمت خاندانشان سخن گفتهايم و گفتيم كه در وجاهت و نجابت و علم تا چه پايه بودند . جد او عبد الرحمان بن طاهر يكى از امراى مرسيه ، در شمار بزرگترين دانشمندان و دبيران عصر ملوك الطوايف است .
ابن بسام صاحب كتاب الذخيره از او به بزرگى ياد كرده است . ابو عبد الرحمان نوادهء او نيز در علم و ادب و ترسل همتاى جد خود بود .
ابو عبد الرحمان چون به امارت نشست برادر خود ابو بكر را بر سواران سپاه فرماندهى داد . چون اوضاع مرسيه پريشان شده بود ، ابن حمدين به سردارى پسر عمش معروف به الفلفلى و به همراهى ابو محمد ابن الحاج و چند تن ديگر از اعيان مرسيه كه به قرطبه پناه برده بودند سپاهى به آنجا گسيل داشت . اين نيرو نيز چون نيروى پيشين بازگردانده شد . بدينگونه ، ابو عبد الرحمان بن طاهر در جوى تيره و تار و پيچيده در دسايس حكومت خويش آغاز كرد .
اندك مدتى از حكومتش گذشته بود كه اهل مرسيه ابو محمد عبد الرحمان بن عياض سردار سپاه مرز را كه در بلنسيه بود فراخواندند كه بيايد و رياست برعهده گيرد . او نيز شتابان به مرسيه آمد . در راه والى اوريوله ، زعنون ، كه از او ياد كرديم به ديدارش آمد و اوريوله را تسليم او كرد . ابو محمد عبد الرحمان بن عياض به مرسيه راند . چند تن از وجوه مرسيه نيز در خدمت او بودند . اينان از مرسيه آمده بودند كه در ركاب او بازگردند . در همهء اين احوال ابو عبد الرحمان بن طاهر در قصر خود دلآسوده غنوده بود و نمىدانست كه در اطراف او چه مىگذرد .
ابن عياض به شهر درآمد و مردم به ديدارش رفتند . ابن طاهر همچنان به سكوت و حسن ظن خويش ادامه مىداد . ابن عياض به قصر داخل شد . هيچ كس مانع او نشد و هنوز ابن طاهر به خود نيامده بود . وقتى به خود آمد كه رياست را از او گرفتند و او را به خانهاش فرستادند . ابن عياض از سر خون او درگذشت . زيرا هم او را
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 374
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٣٧٤