تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
ديد كه با اين سپاهى كه آمده است برنمىآيد ، با چند تن از خواص خود از شاطبه گريخت و توانست خود را به المريه برساند . در آنجا با محمد بن ميمون سردار ناوگان آن منطقه كه همچنان در اطاعت مرابطين باقى مانده بود ديدار كرد و ابن ميمون او را به ميورقه گسيل داشت . پدرش محمد بن غانيه فرمانرواى جزاير شرقى بود و او در كنار پدر قرار گرفت « 1 » . در باب بنى غانيه و دولت ايشان در جزاير شرقى در ايام موحدين در موضع خود سخن خواهيم گفت . مروان بن عبد العزيز شاطبه را به صلح بگشود و استحكام بخشيد و براى آن اميرى برگزيد و لقنت و بلاد مجاور آن را در قلمرو او آورد . سپس به بلنسيه بازگرديد . در آنجا با او تجديد بيعت كردند . اين واقعه در ماه صفر سال 540 اتفاق افتاد . ابن ابى جعفر به مرسيه بازگرديد سپس از آنجا بيرون آمد تا به يارى ابن اضحى به غرناطه رود . و چنان كه پيش از اين گفتيم در نبردى كه ميان او و مرابطين درگرفت كشته شد . مروان بن عبد العزيز نيز به زودى گرفتار سركشى سپاهيان گرديد و از جمع آورى باج و خراج عاجز شد و در اصلاح امور عامه درماند . سپاهيان ابن عياض را پيام دادند كه شتابان بيايد تا زمام امور به دست او دهند . ابن عياض از آن وقت كه بر مرسيه غلبه يافته بود در آنجا بود . ابن عياض مرسيه را از دست والى پيشين آن ابو عبد الرحمان بن طاهر به درآورده بود . بارى ، اين وقايع در ماه جمادى الاول سال 540 ه / 1145 م بود . در اثناء اين احوال ، لشكريان ، قصر امارت را محاصره كردند . مروان بن عبد العزيز كه خطر را حس كرد در نهان از قصر بيرون آمد و شب هنگام از باروى بلنسيه فروشد و رفت تا به المريه رسيد . در آنجا ابن ميمون امير البحر او را بگرفت و نزد دشمن سابقش عبد اللّه بن غانيه فرستاد . قاضى مروان بن عبد العزيز همچنان در المريه بود ، چون عبد اللّه به ميورقه رفت او را نيز بند برنهاد و با خود ببرد . وقتى كه مروان بن عبد العزيز نهان شد ، سپاهيان ، عبد اللّه بن محمد بن سعد بن مردنيش داماد ابن عياض را به نيابت از او آوردند و در قصر امارت بلنسيه جاى
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 212 ، 214 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 256 .