فصل سوم شورش در شرق اندلس و ظهور محمد بن سعد بن مردنيش
شورشهايى كه برضد مرابطين در نواحى وسطاى اندلس و در غرب آن به وقوع مىپيوست چيزى جز بخشى از يك شورش همگانى نبود ، شورشى كه اندلس را از اين سر تا آن سر آن دربرگرفته بود . اين طوفان در شرق اندلس نيز وزيدن گرفت ، از بلنسيه تا المريه . شورش نواحى شرقى اندلس از شورشهاى ناحيهء غربى عميقتر و ريشهدارتر بود . از سالهاى دور انديشهء قوميت و مليت كه جز اندلس وجههء ديگرى نداشت برضد مرابطين و سپس برضد موحدين پا گرفته بود .
البته عوامل جغرافيايى و نظامى نيز تحقق آن را بيشتر ميسر مىساخت و قدرت مقاومت را در مردم مضاعف مىگردانيد . شهرهاى بزرگ شرقى از دستيابى موحدين به دور بود ، زيرا از يك سو به دريا پيوسته بودند و اين خود موهبتى بود كه قدرت دفاعىشان را افزون مىساخت و ديگر آنكه نزديك به ممالك مسيحى بودند و همواره باب مواصلت ميان آنها مفتوح بود و هرگاه حادثهاى صعب در شرف وقوع بود از آنان يارى مىخواستند . اين وسيلهء اخير علىرغم ظاهر مذموم آن ، در شرايط آن عصر براى مقاومت در برابر اشغالگران اعم از مرابطين يا موحدين يك وسيلهء مشروع به شمار مىآمد . اما عاملى كه از ديگر عوامل مهمتر بود ، اين بود كه خيزش