تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
و خواهر اين يحيى بن ابى بكر بود . قضا را از يحيى بن ابى بكر اعمال و اقوالى سر زده بود كه عبد المؤمن چون خبر يافت خشمگين شد و مقرر كرد كه او را در بند كشند و در مجلسى اين سخن بر زبان آورد . ابن عطيه زوجهء خود را گفت كه برادرش يحيى را از نزديك شدن به عبد المؤمن بر حذر دارد و چون او را به مجلس خواند خود را به بيمارى زند و تا فرصتى يافت به ميورقه بگريزد . زينب نيز هرچه از شوى خود شنيده بود با برادر بگفت . يحيى اظهار بيمارى نمود . يكى از دوستان به عيادتش آمد و او هرچه از وزير شنيده بود با او در ميان نهاد . آن دوست نيز هرچه از يحيى شنيده بود به يكى از پسران عبد المؤمن باز گفت . عبد المؤمن از قضيه آگاه شد و اين بزرگترين سبب به خوارى افتادن و حبس و زجر ابن عطيه بود . « 1 » عبد المؤمن در اوايل سال 553 ه به تينملل به زيارت قبر المهدى رفت ابو - جعفر و برادرش ابو عقيل را نيز در غل و زنجير با خود ببرد . ابن الخطيب مىگويد در اين سفر ابو جعفر در توسل به قبر ابن تومرت امامشان قطعات زيباى نظم و نثر نوشت ولى هيچ يك مؤثر نيفتاد . عبد المؤمن از تينملل به مراكش بازگرديد . آن دو برادر همچنان بند برنهاده با او بودند . چون به موضعى به نام تغمرت در نزديكى الملاحه رسيد فرمان اعدام و مصادرهء اموال هر دو را صادر نمود . در حال اعدام شدند . اين واقعه در بيست و نهم ماه صفر سال 553 ه / اول آوريل سال 1158 م بود . ابو جعفر بن عطيه به هنگام اعدام جوانى بيست و شش ساله بود . زيرا تولدش بنابر قول ابن الخطيب سال 527 ه بوده است . هرچند جاى ترديد است . « 2 » ابن عذارى آورده است كه عبد المؤمن از كشتن وزير جوان خويش پشيمان شد و براى او اشك ريخت .
هامش
( 1 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 111 . ( 2 ) . رجوع كنيد به : ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( 1952 ) ج 1 / ص 273 - 276 ، ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 35 . الاستقصاء ، ج 1 / ص 152 - 154 .