تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
از دريا گذشت و به مغرب رفت . « 1 » ما سبب اين گذشت را نمىدانيم . ولى ابن عذارى مىگويد كه چون سيد ابو يعقوب با سپاه خود به پاى باروهاى طبيره رسيد ، مشايخ بلاد ابن وزير نزد او آمدند و شاعرشان ابو بكر بن المنخل قصيده‌اى دراز در مدح او برخواند . ظاهرا اين مشايخ از ابو يعقوب خواسته بودند كه ابن وزير را از آنجا بردارد و براى ايشان حاكمى از موحدين تعيين كند . ازاين‌رو براى حكومت بر شلب و بلاد غربى حاكمى موحدى به نام يعقوب بن جبون هزرجى را با چند تن از حافظان موحدين برگزيد . ابن عذارى تاريخ اين حوادث را نيمهء اول سال 552 ه نوشته است . از اين سخن برمىآيد كه وزير ، ابن عطيه پس از حوادث ناحيه غربى به المريه رفته باشد ولى نمىتوان پذيرفت كه اين وقايع پس از آمدن او از المريه به اشبيليه صورت پذيرفته باشد زيرا المريه در اواخر سال 552 ه به دست موحدين افتاد . « 2 »

5

از اين وقايع اندك زمانى نگذشته بود كه در مراكش حادثه‌اى حزن‌انگيز اتفاق افتاد و آن به خوارى افتادن ابو جعفر بن عطيهء وزير و برادرش ابو عقيل بن عطيهء كاتب بود . در باب برآمدن و ظهور ابو جعفر بن عطيه گفتيم كه در خلال جنگى كه ميان موحدين و ماسى درگرفت و ماسى شكست خورد ، ابو جعفر بن عطيه به امر شيخ ابو حفص هنتاتى نامه‌اى به خليفه نوشت و در آن وصف آن جنگ كرد . خليفه را از انشاء او خوش آمد و به خدمتش فراخواند . ستارهء او هر روز اوج مىگرفت تا به وزارت خليفه رسيد و در شمار اخص خواص او درآمد . ابو جعفر در واقع قدرتمندترين وزراى دولت عبد المؤمن بود و از همه با كفايت‌تر و نيك‌سيرت‌تر .
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 239 . ( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 34 .