تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
استقرار پسرش در اشبيليه ابو جعفر بن عطيه به المريه به يارى ابو سعيد رود . ابن - عطيه به المريه رسيد . مسيحيان در قلعهء شهر سخت در تنگنا افتاده بودند . عاقبت امان خواستند . موحدين در اواخر سال 1157 م / ذوالقعده يا ذوالحجهء سال 552 ه به المريه درآمدند . مدت محاصره هفت ماه به درازا كشيد . ثغر اسلامى پس از ده سال كه در تصرف مسيحيان بود بار ديگر به دست مسلمانان افتاد . ابو سعيد مىخواست لشكر خود را برفور به غرناطه بازگرداند ، مبادا غرناطه مورد تجاوز قشتاليان قرار گيرد . ولى واقع آن بود كه پادشاه قشتاله و هم‌پيمانش ابن مردنيش مجبور شدند ، نوميد از پيروزى بازگردند و المريه را همچنان در محاصرهء موحدين به حال خود رها كنند . آلفونسو در راه كه به مستقر خود طليطله بازمىگشت بيمار شد و پيش از رسيدن به شهر مورتله ( مورادال ) بمرد . مرگ او در روز بيست و يكم اوت سال 1157 م اتفاق افتاد . ابن مردنيش هم با سپاه خود به بلاد خود رفت . « 1 » در همان هنگام در ولايت مغرب حوادث تازه‌اى رخ داد . على وهيبى هنگامى كه موحدين لبله را اشغال كردند از آنجا گريخت و به شهر مرزى طبيرة در ساحل اقيانوس نزديك مصب رود يانه رفت و در آنجا مكانى استوار و مستحكم يافت . خليفه عبد المؤمن فرزند خود السيد ابو يعقوب يوسف را به امارت اشبيليه برگزيده بود و اين انتخاب به خواهش شيوخ اشبيليه كه به مراكش آمده بودند صورت گرفته بود . چون ابو يعقوب يوسف خردسال بود ، وزير خود ابن عطيه را با او همراه كرده بود . چون ابن عطيه از فتح المريه به اشبيليه بازگرديد بار ديگر و اين بار با ابو يعقوب يوسف و سپاه موحدى از اشبيليه بيرون آمد و آهنگ جنگ وهيبى در طبيره نمود . موحدين دو ماه از دريا و خشكى شهر را محاصره كردند ، عاقبت پس از گفتگوهايى ميان ابن عطيه و وهيبى ، بر آن نهادند كه وهيبى نام خليفه در خطبه بياورد و از جانب او طبيره را در اختيار خويش گيرد . موحدين در اين لشكركشى بر بلاد ابو محمد سيدراى بن وزير ، يعنى شلب و ميرتله و باجه و حوالى آن نيز غلبه يافتند . ابن وزير به ميل و رغبت خويش بلاد خويش تسليم كرد و خود
هامش
( 1 ) . ابن الاثير الكامل ، ج 11 / ص 84 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 33 . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( 1956 ) ج 1 / ص 272 . و ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 237 .