تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
مردم المريه خبر گرفت و دريافت كه مسيحيان شمارشان اندك است و در قصبه هستند و آنان را ياراى دفاع از شهر نيست . پس از اين آگاهيها ابو سعيد با لشكرى عظيم به المريه رفت . سپاه اندلس نيز به سردارى احمد بن ملحان صاحب وادى آش همراه او بود . از دريا نيز ناوگان موحدين سبته به فرماندهى امير البحر عبد اللّه بن سليمان به سوى المريه در حركت آمد . موحدين از دريا و خشكى شهر را محاصره نمودند و منجنيقها نصب كردند . ابو سعيد بر فراز كوهى كه موحدين اشغال كرده بودند ديوارى كشيد كه تا دريا ادامه داشت و در برابر آن خندقى ژرف حفر كرد . اين اقدام براى آن بود كه نگذارد از هيچ جا به شهر مدد رسد . مسيحيان كه در قصبه بودند از همان آغاز وضع را پرخطر يافتند و از پادشاه خود يارى طلبيدند . آلفونسوى هفتم - يا چنان كه در روايات اسلامى آمده سليطين - با دوازده هزار سوار به يارى محاصره‌شدگان آمد . هم‌پيمان او محمد بن سعد بن مردنيش امير ناحيه شرقى اندلس با شش هزار سوار از مسلمانان با او يار شد . آمدن اميرى مسلمان تا در كنار مسيحيان با همكيشان و هموطنان خود بجنگد تا نگذارد ثغر مسلمانان از قيد فرنگان آزاد شود يكى از دردناكترين حوادث تاريخ است . در اثناى محاصره ميان احمد بن ملحان و عبد اللّه بن سليمان نزاعى درگرفت كه در پى آن ابن ملحان با قواى خود به لشكرگاه ابن مردنيش پيوست تا او را در خزى و خسرانش يارى دهد . محاصره چند ماه مدت گرفت . آلفونسو و هم‌پيمانش ابن مردنيش چند بار قصد آن كردند كه صفوف محاصره‌كنندگان را بشكافند و به يارى محاصره‌شدگان بروند و هربار سعيشان باطل گرديد . يك روايت مسيحى حاكى است كه ميان دو لشكر نبردى سخت درگرفت و در اثر اين نبرد صفوف لشكر موحدين از هم بگسست و آنان بدون نظم و انظباطى به اطراف پراكنده گرديدند . « 1 » ولى بطلان آن از آنجا معلوم مىشود كه چون قشتاليان نتوانستند حلقه محاصره را بردرند پادگان مسيحى المريه پس از چندى مجبور شد تسليم شود . ابو سعيد نزد پدر خود خليفه عبد المؤمن كس فرستاده و يارى طلبيده بود . خليفه وزير خود ابو جعفر بن عطية « القضاعى » را با پسر ديگر خود ابو يعقوب يوسف كه امارت اشبيليه يافته بود به اندلس فرستاد و فرمان داد پس از
هامش
( 1 ) .. 003 . P . III . T ) 9881 . dE ( anapsE ed lareneG airotsiH : etneuF aL.