تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
او اجابت كرد و عبد اللّه بن سليمان فرمانده ناوگان سبته و پسر خود السيد ابو سعيد والى سبته و جزيرة الخضراء را به غرناطه فرستاد . آن دو به غرناطه درآمدند . ميمون بن يدر و پادگانى كه در اختيار داشت به استقبال بيرون آمدند و خوش‌آمد گفتند و شهر را به موحدين تسليم نمودند . ميمون بن يدر و اصحابش با عبد اللّه بن سليمان به مغرب رفتند و در مراكش مورد نواخت عبد المؤمن قرار گرفتند و به جوايز و صلات كرامند سرفراز شدند . عبد المؤمن پسر خود السيد ابو سعيد را ولايت غرناطه داد و سبته و جزيرة الخضراء را نيز به آن درافزود . ابو سعيد با سپاهى كه در اختيار داشت در غرناطه جاى گرفت . استيلاى موحدين بر غرناطه در سال 551 ه / 1156 م بود . « 1 » استيلاى موحدين بر غرناطه ، استيلاى ايشان بر المريه را در پى داشت . مسيحيان پريشانى و آشفتگى را كه پس از فروپاشى سلطهء مرابطين ، بر اندلس حكمفرما شده بود مغتنم شمردند و از دريا و خشكى يك حملهء عظيم صليبى را تدارك ديدند . ممالك اسپانياى مسيحى چون قشتاله و ناوار ( نبره ) و آراگون و قطلونيه در آن شركت جستند . از جنووا و پيزا و نيز از آن سوى پيرنه هم مدد رسيد . اين لشكر به قصد فتح المريه در حركت آمد و از دريا و خشكى المريه را محاصره نمود و پس از سه ماه در اكتبر سال 1147 م / 542 ه آنجا را در تصرف آورد . موحدين از آن هنگام كه به شبه جزيره آمده و در قرطبه استقرار يافته بودند منتظر روزى بودند كه المريه آن ثغر بزرگ اسلامى را باز پس گيرند . بويژه آنكه وجود مسيحيان در المريه ، ارتباطات دريايىشان را در ناحيهء شرقى درياى زقاق تهديد مىكرد . آن سوى اين دريا مغرب اوسط بود و سوى ديگرش نواحى جنوبى اندلس . موحدين چون در غرناطه مستقر شدند احساس كردند كه آن فرصت در رسيده است تا آنچه آرزوى ديرين عبد المومن بود برآورده شود . السيد ابو سعيد والى غرناطه لشكر بسيج كرد و براى آگاهى از وضع المريه ، بدان سوى روان نمود . اين سپاه به باروهاى المريه نزديك شد و موحدين جمعى از مسيحيان را كشتند ، سپس به دژ برجه واقع در شمال غربى المريه واپس كشيدند . ابو سعيد از
هامش
( 1 ) . روض القرطاس ، ص 127 و البيان المغرب ، بخش سوم ، ص 33 .