تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
همتاى او عبد اللّه بن ابى حفص والى اشبيليه نيز به يارى براز صاحب مخزن به گردآورى سپاه پرداخت . به ابن الحجام فرمانرواى بطليوس نيز نوشت كه سپاه مرزى را بسيج كند . عبد اللّه با لشكر خود از اشبيليه بيرون آمد . هر روز بر شمار سپاهيانش افزوده مىشد و متطوعين و مجاهدين نيز به او مىپيوستند . چون به بطليوس رسيد ، سپاهيان بطليوس هم به دو پيوستند . عاقبت تصميم گرفت كه از پادشاه پرتغال آلفونسو هنريكيز ( ابن الرنك ) انتقام بكشد و كشور او را مورد حمله قرار دهد . سپاهيان موحدين و هم‌پيمانانشان رهسپار شمال غربى شدند و از نهر تاجه گذشتند و به دژ اطرونكس « 1 » هجوم آوردند . عبد اللّه بن ابى حفص پيروز شد و افراد پادگان را كشت و در آن منطقه دست به قتل و تاراج زد . جنگجويانش با غنايم و اموال و اسيران بسيار بازگشتند . مسيحيان نيز در اين منطقه لشكر گرد آوردند و به قتال مسلمانان پرداختند . در اين نبرد بار ديگر مسلمانان پيروز شدند و لشكرگاه مسيحيان را تاراج كردند . موحدين و سردارشان پيروزمند به اشبيليه بازگرديدند . چون خبر اين فتوحات به مراكش رسيد خليفه نزد عبد الرحمان بن يكيت و عبد اللّه بن ابى حفص كس فرستاد و آنان را به آستان مراكش فراخواند . آن دو بيامدند و در عين خضوع پيروزيهاى خود برشمردند و گفتند كه اوضاع پريشان آن سامان به سامان آورده‌اند و مردم آن طرف بر گرد علم او جمع شده‌اند و دعاگوى دولت‌اند و خواهان پيروزى او « 2 » . اين پيروزيها كه موحدين به دست آوردند ، در سير حوادث غرناطه اثرى بسزا داشت . غرناطه پس از وفات يحيى بن غانيه در ماه شعبان سال 543 ه ، همچنان در تصرف مرابطين باقى ماند . امير آن ميمون بن يدر لمتونى توانست در اين هفت سال آن را بر روى پاى خود استوار نگهدارد . ولى پس از پيروزيهايى كه براى موحدين حاصل شد و آنان بر شهرهاى غربى وسطاى اندلس غلبه يافتند ، مرابطين زوال خويش به عيان ديدند . والى غرناطه ميمون بن يدر ، نزد عبد المؤمن رسولى فرستاد و اطاعت خويش اعلام داشت و عفو و امان خواست . عبد المؤمن درخواست
هامش
( 1 ) . به اسپانيايىosocnarT. ( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ص 31 و 32 .