را به دبيرى او برگماشت . سبته و مالقه و جزيره الخضراء را به پسر ديگر خود ابو سعيد سپرد و محمد بن سليمان و سعيد بن ميمون صنهاجى را همراه او ساخت . همچنين دبيرى او به فقيه ابو الحكم بن هرودس و فيلسوف ابو بكر بن طفيل داد . البيذق تاريخ اين توليت را سال 548 ه ثبت كرده و بر آن مىافزايد كه خليفه پسر خود يوسف را امارت اشبيليه داد ولى خواهيم ديد كه اين توليت بعد از سال 548 انجام يافته است . عبد المؤمن دو پسر ديگر خود ابو الربيع را امارت تادلا داد و ابو زيد را امارت سوس . البيذق از اين پس در پيرامون فرزندان خليفه به بسط مقال مىپردازد از جمله آنكه مادر عمر و يوسف صفيه دخت ابو عمران بود و در اين سال يعنى سال 548 ه فرزند ديگر خليفه در قصر عبد الكريم زاده شد و يعقوب نام گرفت .
مادر او كنيزى بود كه ابن وزير به خليفه اهداء كرده بود . عمر الرشيد بر روى آب دريا به دنيا آمد و مادرش زنى از مردم قادس بود و ابو زيد وقتى به حكومت منصوب شد كودكى خردسال بود و مادرش از قبيلهء لمطه بود . ديگر از فرزندان عبد المؤمن .
السيد اسماعيل بود و مادرش دخت ماكسن بن المعز بود . پسر ديگرش على نام داشت و مادرش فاطمه ناميده مىشد و از مردم فاس بود و محمد و موسى مادرشان از بلاد سوس . « 1 »
عبد المؤمن پس از آنكه براى پسرش محمد به ولايتعهدى بيعت گرفت و پسران ديگر خود را هريك به حكومت شهرى فرستاد ، در امور اندلس نگريستن گرفت و براى حمايت و ضبط امور آن كسانى را به آنجا گسيل داشت . در اين هنگام در ولايت غربى بعضى حوادث نگرانكننده رخ مىداد . از جمله آنكه على الوهيبى يكى از شورشيان مغرب با اصحاب خود يك شب به شهر لبله حمله كرد و بسيارى از مردم شهر را كشت . مردم به قصبهء ( قلعهء ) موحدين پناه بردند . وهيبى قصبه را محاصره كرد و هركه را در آنجا بود به قتل آورد . چون يحيى بن يومور والى موحدى قرطبه و اشبيليه از ماجرا خبر يافت برفور با سپاهى از موحدين رهسپار
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به اخبار المهدى بن تومرت ، ص 116 و 117 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 11 ص 79 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 236 . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 136 و 137 .