ظاهرا اين اولين برخورد ميان محمد بن سعد بن مردنيش و موحدين بود .
موحدين معتقد بودند كه زعماى ناحيهء شرقى اندلس هم همانند سران شورشى در ناحيهء غربى هستند كه خود از آب مىگذرند و نزد او به مغرب مىآيند و از او يارى مىطلبند ولى ابن مردنيش اين آرزو را برنياورد بلكه از آغاز تا انجام دشمنترين دشمنان موحدين باقى ماند و با عزمى استوارتر از ديگران در برابر آنان مقاومت ورزيد .
در اواخر سال 547 ه / اواخر سال 1152 م قواى موحدين از انتقيره و فرنتره به سوى مالقه به حركت درآمد و بر آن مستولى شد . اين پيروزى موحدين پس از كشته شدن فرمانرواى آن نواحى قاضى ابو الحكم بن حسون بود و بدينگونه بر سراسر ايالت ريه غلبه يافتند .
سال 549 ه / 1155 م سالى بود براى موحدين و دولت موحدى پر از حوادث مهم و مىتوانيم مهمترين حوادث را ولايتعهدى محمد پسر بزرگ عبد المؤمن به شمار آوريم . مىدانيم كه دولت موحدين براساس دعوت دينى برپا شده بود . و عبد المؤمن هنگامى كه جانشين و ميراث بر المهدى بن تومرت شد ، سمت وراثت يا ولايتعهدى نداشت و ظاهرا و حد اقل نتيجهء انتخاب قبايل و طوايف مختلف موحدين بود . حتى عبد المؤمن از قبيلهء ابن تومرت نبود و تنها بدين سبب به جاى او برگزيده شد كه مطمئنترين و مخلصترين شاگردان او و بركشيدهء او و نزديكترين كسان به او بود . اما پس از مرگ المهدى در اوضاع دگرگونيهاى عميق پديد آمد و عبد المؤمن در مقام رهبرى دولت عظيم موحدى نقش بزرگى ايفاء كرد . بسيارى از دشمنان را سركوب نمود و پايههاى قدرت فائقهء دولت را استحكام بخشيد . به همين سبب ديگر رهبران موحدى به صورت اتباع او درآمدند و همه يكدل و يكزبان تأييدش كردند .
گفتيم كه عبد المؤمن پس از فتح بجايه به سركشيهاى عربهاى افريقيه پايان داد و در سرزمين سوس قبايل شورشى را فرو كوفت . آنگاه از مراكش به تينملل رفت و قبر المهدى را زيارت نمود و فرمان داد تا مسجدى بسازند و شهر را گسترش داد . از آنجا به سلا رفت در آنجا نيز دست به اصلاحاتى زد اين اقدامات در سال 549 بود . هم در اين ايام فرزند خود ابو عبد اللّه محمد را به ولايتعهدى خويش
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٣٥٠