تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
رجب سال 543 ه / نوامبر يا دسامبر سال 1148 م بود . ولى گويا اين اشغال به درازا نكشيد . زيرا موحدين تا موافقت ابن غانيه را كسب كردند ، براز مسوفى والى اشبيليه سپاهى از موحدين را به سردارى ابو الغمر بن عزون صاحب شريش و نيروى مددكننده‌اى به سردارى يوسف بطروجى صاحب لبله ، به قرطبه فرستاد . مسيحيان با آنكه در دژ اندوجر چشم به راه فرصتى بودند كه به شهر درآيند از حركت اين لشكرها هيچ آگاه نشدند . براز مسوفى به خليفه عبد المؤمن نامه نوشت و لشكر خواست . او نيز برفور سپاهى به فرماندهى ابو زكريا يحيى بن يومور به اندلس گسيل داشت . سپاهيان موحدى رهسپار قرطبه شدند . چون پادشاه قشتاله از آن سپاه گران آگاه شد ، نخواست در شرايطى كه از پايتخت خويش بسى دور افتاده در جنگى كه سرنوشتش معلوم نيست درگير شود . چند روز پس از اشغال شهر از آنجا بيرون آمد . موحدين به قرطبه درآمدند . اين واقعه در ماه رجب يا شعبان سال 543 ه اتفاق افتاد . پس از چند ماه شهر جيان را نيز كه مورد تهديد قشتاليان بود و عزم تسخير آن را داشتند تصرف كردند « 1 » . سپس بر بياسه و ابده غلبه يافتند و آن دو شهر از مسيحيان بستدند . بدين‌گونه دامنهء دولت موحدين تا اواسط اندلس كشيده شد و جز غرناطه جايى در دست مرابطين نماند . مرابطين توانستند غرناطه را چند سال در دست خود نگهدارند .

3

درست در همين اوان در شرق اندلس حوادث مهمى اتفاق مىافتاد . نخست قيام محمد بن سعد بن مردنيش بود در بلنسيه و مرسيه و بسطه در سال 542 ه و هم - پيمان شدن او با مسيحيان و دوم افتادن بقيهء شهرهاى بزرگ اسلامى در ثغراعلى ، چون لارده و طرطوشه و افراغه و مكناسه به دست مسيحيان . از همان آغاز معلوم بود كه ابن مردنيش كه نمايندهء انديشه ملى اندلسى است روزى با موحدين به سختى
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 235 . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 125 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 348 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان