كنند « 1 » . در پى اين اقدام ابن غانيه از قرطبه رهسپار غرناطه شد و اين شهر آخرين شهرى از شبه جزيره بود كه در تصرف مرابطين باقى مانده بود . اين واقعه در ماه جمادى الثانى سال 543 ه بود . والى شهر ميمون بن يدر لمتونى با جماعتى از سرداران مرابطين در آنجا مقاومت مىكردند . بنابر روايت صاحب روض القرطاس ابن غانيه مىكوشيد كه يدر لمتونى را وادارد تا غرناطه را به موحدين تسليم كند ، آنچنان كه او خود قرطبه و قرمونه را تسليم كرده بود و بنابر روايت ابن خلدون با موحدين چنان باشد كه او هست . ابن الخطيب با وضوح ديگرى مطلب را بيان مىكند كه ابن غانيه مىخواست اعيان قبايل لمتونه و مسوفه را در غرناطه گرد آورد تا در باب واگذارى حكومت مرابطين به موحدين راى زند . از اين بر مىآيد كه ابن غانيه به كلى به اطاعت موحدين گردن نهاده و در زير پرچم آنان قرار گرفته بود . « 2 » ولى آنچه اين روايت را نقض مىكند سخن ابن الخطيب است كه در جاى ديگر مىگويد كه ابن غانيه چون به غرناطه آمد پس از دو ماه بيمار شد و بمرد و به هنگام مرگ مرابطين را وصيت مىكرد كه غرناطه را سنگر دعوت مرابطين قرار دهند و مىگفت « اندلس همانند سپرى است و غرناطه حلقهء دستگيرهء آن ، اى مرابطين اگر دستگيره را نيكو نگهداريد سپر از دست شما نمىافتد » . اين عبارت هرگونه شبهه را در باب انحراف ابن غانيه از دعوت مرابطين رفع مىكند « 3 » .
وفات يحيى بن غانيه در بيست و چهارم شعبان سال 543 ه / هفتم ژانويهء سال 1149 م بود . پيكر او را در قصبهء غرناطه در مسجد متصل به قصر باديس بن حبوس و در كنار مدفن او به خاك سپردند . قبر او زيارتگاه معروفى است كه تا زمان ابن الخطيب بدان تبرك مىيافتهاند « 4 » .
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 235 . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( مخطوط ياد شدهء اسكوريال ) برگ 272 و 392 .
( 2 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 125 . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 235 . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( مخطوط ياد شدهء اسكوريال ) برگ 392 .
( 3 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( 1956 ) ج 1 / ص 103 و 104 .
( 4 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( نسخه خطى ياد شدهء اسكوريال ) برگ 392 .