تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
شورشى همانند آن پديد آمد . زعيم غرناطه قاضى ابو الحسن على بن عمر بن اضحى نيز علم طغيان برافراشت . اين ابو الحسن از مردم المريه بود . در سال 492 در آنجا زاده شده بود . پس از قاضى زاهد شهر ، ابن الفرا منصب قضا يافت . هنگامى كه ابن حمدين در قرطبه شورش كرد ، ابن اضحى در غرناطه بود . ابن حمدين نزد او كس فرستاد و او را به متابعت از خود فراخواند . ابن اضحى دعوت بپذيرفت . جمع كثيرى از مردم شهر نيز يارىاش دادند و ملثمين ( مرابطين ) را از غرناطه بيرون راندند . مرابطين به قصبه پناه بردند و ميان دو فريق نبرد درگرفت . امير مرابطى غرناطه ، على بن ابى بكر بود معروف به ابن فنو و فنو نام مادر او بود ، خواهر على بن يوسف . چون ابن اضحى از برترى مرابطين آگاه شد از هم‌پيمان خود ، ابن حمدين صاحب قرطبه و ابن جزى قاضى جيان يارى خواست . ابن حمدين پاره‌اى از قواى خود را به سردارى على بن القاسم معروف به ابن ام العماد ، پسر برادر خود به نزد او فرستاد . در خلال اين احوال ، جمعى از مردم غرناطه چنان ديدند كه براى خود رئيسى برگزينند و بر خود امارت دهند كه بتواند بر لمتونيان ( مرابطين ) غلبه يابد . بعضى از سيف الدولة بن هود ياد كردند كه از خاندانى قديم و پرآوازه بود ، علاوه بر اين بر جيان و بر چند شهر ديگر غلبه يافته بود . ابن اضحى و يارانش اين پيشنهاد را تأييد كردند . مردم شهر با ميل خود نزد ابن هود كس فرستادند و او با سپاهى به غرناطه آمد . در تركيب اين سپاه جماعتى از اوباش مسيحيان و سپاهيان مطرود ، بودند . چون ابن ام - العماد ديد كه اوضاع بدين نحو دگرگون شد بار ديگر با قواى خود به قرطبه بازگرديد . ابن هود و ابن اضحى براى راندن مرابطين از غرناطه ، پيمان بستند . چون مرابطين تركيب و روحيهء لشكر ابن هود را بررسى كردند آن را بس ناچيز شمردند و براى مصاف با آن به خارج غرناطه رفتند و ميانشان نبرد درگرفت ، نبردى سخت . ابن هود منهزم شد و بسيارى از يارانش كشته شدند . اين واقعه در روز نوزدهم ذوالحجهء سال 539 ، اتفاق افتاد . ابن هود نتوانست به غرناطه داخل شود مگر پس از رنج فراوان . با آن گروه از يارانش كه برايش مانده بود از فراز بارو و از روى تپه‌ها به شهر درآمد و پس از درگيرى ديگرى با قواى مرابطين و از دست دادن چند تن ديگر از لشكرش