تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
پادشاه روم نوشته بود و مدعى بود كه جد اوست بيرون آورد . نامه به خط على بن ابى طالب [ ع ] بود . ابو الحسن گويد : نامه را از اول تا آخرش خواندم . آنچنان بود كه در حديث بخارى آمده بود . « 1 » بدين‌گونه ابن غانيه در قرطبه ماند . پايگاه خود در قصبه ( قلعه ) مستحكم ساخت و با مردم شهر روشى درشت در پيش گرفت زيرا مىپنداشت در حق او غدر كرده‌اند . ادارهء شهر را به غلام خود فلوج واگذاشت . فلوج نژاد از فرنگان داشت . مردى دورانديش و سهمگين بود . مردم شهر را به خوارى افكند و اموال بسيارى را به زور بستد . از پيمان صلح ابن غانيه با قشتاليان يك سال گذشت و در خلال اين يك سال اوضاع به سرعت دگرگون شد . ابن حمدين با مسيحيان از قرطبه بيرون آمد و به دژ فرنجولش رفت و اندكى در آنجا درنگ كرد ، سپس از دريا گذشته روى به مغرب نهاد و چون ديگر زعماى مغرب به ديدار عبد المؤمن شتافت . اوايل سال 541 ه بود و عبد المؤمن - چنان كه گفتيم - مراكش را در محاصره داشت . خليفه به گرمى استقبالش كرد . سپس به اندلس بازگرديد و در مالقه در كنف حمايت دوست خود ابن حسون كه در آن نواحى شورش كرده بود قرار گرفت . بار ديگر كوشيد كه ملك از دست رفتهء خويش قرطبه را فراچنگ آرد ولى نتوانست و به مالقه بازگرديد و در آنجا استقرار يافت . در ماه رجب سال 546 ه / 1151 م درگذشت . او را در مسجد جامع مالقه به خاك سپردند . هنگامى كه موحدين پس از بيست ماه بر مالقه مستولى شدند ، پيكر او از گور بيرون آوردند و بر دار كردند . برطبق اين روايت تغيير نكرده بود . « 2 »

3

از انعكاسات شورش ابن حمدين در قرطبه يكى آن بود كه در غرناطه هم
هامش
( 1 ) . همانجا . ( 2 ) . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ص 254 . ضبى مىگويد در سال 543 وفات كرده . ( بغية الملتمس ص 261 ) ابن الابار سال وفات او را 548 ضبط كرده ( التكمله ص 119 )