ازاينرو همينكه امير يحيى بن غانيه براى حمايت اشبيليه از تعرض « مريدين » بدان سو در حركت آمد و از قرطبه دور شد ، در قرطبه آتش انقلاب شعله كشيد و مردم بر والى خود الرئيس عمر لمتونى بشوريدند و خلع او اعلان كردند و دعوت مرابطين را برافكندند و به رياست قاضى ابو جعفر بن حمدين ندا در دادند و همگان در مسجد جامع با ابن حمدين به امارت بيعت كردند . اين واقعه در پنجم ماه رمضان سال 539 - ه بود . ابن حمدين به قصر خلافت رفت و امير المسلمين و ناصر الدين لقب يافت .
ابن الابار مىگويد كه او را امير المسلمين المنصور باللّه لقب دادند و در بعضى روايات آمده كه او را امير المؤمنين خواندند . بر منبر قرطبه و بيشتر منابر شهرهاى اندلس به نام او خطبه خواندند . ابن غانيه در اين هنگام به لبله رفته بود تا براى راندن آن گروه از « مريدين » ، كه در آنجا تحصن گزيده بودند چارهاى انديشد . چون از وقايع قرطبه خبر يافت به اشبيليه بازگرديد ولى تا وارد اشبيليه شد شورش مردم نيز آغاز گرديد و با او جنگ در پيوستند . در اثناء قتال ابن غانيه مجروح گرديد و با قواى خود به دژ مرجانه عقب نشست . « 1 »
در اثناء حوادث قرطبه جماعتى از مردم آن به ابو جعفر احمد بن عبد الملك بن هود ، ملقب به سيف الدوله المستنصر باللّه پيوستند . ما پيش از اين در باب سيرت اين امير سخن گفتيم و گفتيم كه چگونه در سال 534 ه / 1139 م از روطه آخرين شهر بزرگ بنى هود در ثغراعلى بيرون آمد و آن را به پادشاه قشتاله الفونسو ريمونديس در برابر زمينهايى كه در منطقهء طليطله به او داد ، واگذار نمود . سيف الدوله كه در روايات مسيحى از او به نام سفادولا
alodafaz
ياد مىكنند چند سال در اراضى تازهاى كه به او داده بودند در كنف حمايت پادشاه قشتاله درنگ كرد ، تا آنگاه كه در قرطبه و ديگر شهرهاى شرقى اندلس شورش افتاد . برخى از مردم قرطبه اين امير را كه آخرين امراى بنى هود ، ملوك پيشين سرقسطه بود ، شايستهترين كس براى زعامت قرطبه مىدانستند .
از اينرو او را فراخواندند كه زمام امارت قرطبه به دست گيرد . سيف الدوله اين دعوت اجابت كرد و به قرطبه آمد و به يارى گروهى از مردم قرطبه به شهر داخل شد . ابن
هامش
( 1 ) . ابن الابار ، التكمله ج 1 / ص 38 و 39 . ابن الخطيب اعمال الاعلام ص 53 و الاحاطه ( 1956 ) ج 1 / ص 306 . و در مخطوطات ياد شدهء اسكوريال برگ 392 .