نمودند . عبد المؤمن سه روز در تونس ماند . بر مسيحيان و يهوديان اسلام را عرضه كرد و فرمان قتل همهء كسانى را كه اسلام را نمىپذيرفتند صادر كرد . سپس با قواى خود از تونس به سوى جنوب در حركت آمد كه به مهديه رود . ناوگان نيز از دريا پيش آمدند و به او پيوستند عبد المؤمن در هجدهم ماه رجب سال 554 ه / پنجم اوت سال 1159 م به مهديه رسيد .
فرنگان در مهديه آماده دفاع بودند . پادگان مهديه مركب از سه هزار جنگجو بود علاوه بر آن ، شهر از طوايف اشراف و شواليههاى فرنگان موج مىزد « 1 » . فرنگان حومهء شمالى شهر را به حال خود رها كرده بودند . عبد المؤمن به آنجا درآمد و سواران موحدين و پيادگان حومهء شمالى را اشغال كردند . جماعات كثيرى از عربها و صنهاجيان نيز به آنان پيوستند . موحدين مىجنگيدند ولى در مدت سه روز هجوم مستمر نتوانستند به چيزى دست يابند ، زيرا شهر از جهت طبيعى موقعيتى منيع داشت . دريا سه طرف آن را گرفته بود و از يك طرف به خشكى راه داشت نيز باروهاى استوارش آن را از هر تجاوزى حراست مىكرد . فرنگان هربار از شهر بيرون مىتاختند و دستبردى به لشكر موحدين مىزدند و به سرعت بازمىگشتند عبد المؤمن دريافت كه راه حمله بسته است . بنابراين بايد به محاصره پردازد . فرمان داد غلات و ارزاق گرد آورند . آنقدر گرد آوردند كه چون برهم انباشتند چند كوهى شد . محاصرهء مهديه شش ماه به طول انجاميد . در اثناء اين احوال شهر صفاقس و شهر طرابلس و جبال نفوسه و قصور افريقيه همه به اطاعت عبد المؤمن در آمدند .
عمر بن الحسين والى صفاقس با جماعتى از مشايخ نزد او آمدند . عبد المؤمن براى ايشان نگهبانى از موحدين برگماشت و امور مخازن را به عمر بن الحسين واگذاشت . همچنين هيئتى از عيان طرابلس به رياست والى شهر ابو يحيى بن مطروح بيامدند و با او بيعت كردند . عبد المؤمن ابو يحيى را به امارت شهر ابقا كرد و او مدتى در آن كار ببود .
سپاه موحدين به سردارى السيد عبد اللّه بن عبد المؤمن و بعضى گويند
هامش
( 1 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 11 / ص 99 . الحلل الموشيه ص 17 .