درآمدند حسن بن على صنهاجى نزد عبد المؤمن شتافت و با او بيعت كرد و در سايهء رعايت او قرار مىگرفت .
در اينجا لازم است سخنى چند از بجايه بگوييم . زيرا از اينجا به بعد با نام بجايه فراوان برخورد خواهيم كرد . احداث اين شهر در نتيجهء شقاق ميان بنى زيرى امراى افريقيه بود . از اين قرار كه ميان تميم بن المعز بن باديس امير افريقيه و پسر عمش ناصر بن علناس خلاف افتاد . ناصر از او جدا شد و با اصحاب خود بيرون آمد . برخى او را به موضع بجايه راه نمودند . در آنجا چند خانوار بربر زندگى مىكردند . گفتندش كه مكانى است مستحكم و چون بر ساحل درياست بندرى مهم براى پهلو گرفتن كشتيها خواهد شد و بازرگانى در آنجا رونق خواهد گرفت .
ناصر بن علناس فرمان داد در آنجا شهرى پىافكنند . شهر در پناه كوهى مرتفع بود .
اين واقعه در سال 457 ه / 1065 م اتفاق افتاد . « 1 » بعضى گويند بناى بجايه در نتيجهء ورود عربها در افريقيه و غارت و كشتار ايشان در آن نواحى بود . چون عربها قيروان و بسيارى از شهرهاى افريقيه را ويران كردند ، صاحب قيروان از ايشان بگريخت .
پسر عمش المنصور بن حماد به يارى او بيرون آمد . عربها او را نيز به سختى منهزم ساختند . او به پايگاه خود در قلعه گريخت ولى اعراب همچنان در پى دستگيرى او بودند . ازاينرو در پى جايى بود كه براى خود مأمنى سازد كه از شر عربها در امان ماند . يكى از ياران او را به موضع بجايه راه نمود و گفت بندرى است قديم .
منصور بن حماد در آنجا شهرى پى افكند و مركز فرمانروايى خود به آنجا برد . « 2 » از آن زمان بجايه راه ترقى پيمود تا آنجا كه يكى از شكوفاترين شهرهاى مرزى افريقيه شد .
بنى حماد صاحبان بجايه و القلعه بودند و بيشتر ثغور مغرب اوسط چون بونه و قسنطينه و الجزاير به آنان تعلق داشت . بنى حماد شاخهاى از بنى ريرى بن مناد ملوك صنهاجى افريقيه بودند كه از آن زمان كه عبيديان فاطمى در اواخر قرن چهارم
هامش
( 1 ) . ياقوت ، معجم البلدان تحت كلمهء بجايه .
( 2 ) . الاستبصار فى عجايب الامصار . . به اهتمام دكتر سعد زغلول ( اسكندريه 1958 ) ص 128 و 129 .