ابن حمدون در نهان با موحدين سر و سرى داشته و پس از فتح بجايه به ايشان پيوسته است و خدمت كرده است . هم او و هم برادرش فقيه ابو عبد اللّه محمد بن على بن حمدون « 1 » . اما روايت ديگر در دست است حاكى از اينكه ابن حمدون با سپاه بجايه به جنگ بيرون آمد . شمار سپاهيان او بيش از بيست هزار نفر بود و در خارج شهر با موحدين مصاف داد و منهزم شد . و موحدين به شهر درآمدند « 2 » . قواى موحدين در همان اوان به سردارى عبد اللّه پسر خليفه عبد المؤمن رهسپار القلعه ( مشهور به قلعهء بنى حماد ) شد و آن منيعترين قلاع مغرب بود و مأمن بزرگ بنى حماد و مهد نخستين دولتشان . موحدين بر قلعه مستولى شدند و هزارها تن از صنهاجيان را كشتند . چون موحدين وارد بجايه شدند . فرمانرواى بجايه يحيى بن العزيز باللّه به بونه گريخت و برادرانش حارث و عبد اللّه به صقليه فرار كردند تا در سايهء حمايت فرنگان بيارامند . يحيى از بونه قسنطينه رفت و با زن و فرزند و خويشاوندان در در آنجا پناه گرفت . موحدين قسنطينه را نيز محاصره كردند . چون در تنگنا افتاد ، برادر خود و شيوخ صنهاجه و قسنطينه را نزد عبد المؤمن فرستاد و فرمانبردارى خويش اعلام نمود و امان خواست . عبد المؤمن اجابت كرد . چون عبد المؤمن از بجايه در حركت آمد يحيى نيز با او همراه شد و به مراكش رفت در كنف حمايت خليفه قرار گرفت . اينان تا زمان انقراض خاندانشان در مراكش مىزيستند .
استيلاى موحدين بر بجايه در ماه ذو القعدهء سال 547 ه / ژانويهء 1153 م بود « 3 » .
بجايه بنا به توصيف ادريسى كه قريب به بيست سال پيش از آن ديدار كرده بود ، شهر بزرگ مغرب اوسط بوده است و بندر آباد آن بلاد براى آمدن و رفتن كشتيها . از دريا و خشكى كالاها بدانجا وارد مىشد و مردمش بازرگانانى توانگر بودند . در آنجا صنايع و صنعتگرانى بود كه در بيشتر بلاد ديگر نبود . مردم بجايه
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به رسائل موحدين ، به اهتمام لوى پروونسال الرسالة السابعه ، ص 20
( 2 ) . ابن الاثير ، الكامل ، ج 11 / ص 59 .
( 3 ) . اخبارالمهدى بن تومرت ص 113 و 114 . الحلل الموشيه ص 112 و 113 . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 128 و 129 . المراكشى . المعجب ص 113 و 114 . نيز رجوع كنيد به الرسالة الثامنه از رسائل موحديه ص 24 و 25 و نيز المونس فى اخبار افريقيه و تونس ص 111 .