3
پس از آنكه سركوبى شورش بزرگ در اراضى برغواطه و دكاله به پايان آمد و قبايل از عناصر مخالف پالوده گرديد ، عبد المؤمن را هواى سركوب مخالفان ديگر در بلاد ديگر و بالاخره فتح افريقيه در سر افتاد . كمى پس از جنگ برغواطه در تامسنا شورشگر تازهاى به نام ابن تمركيد سربرداشت و برغواطه و قبايل ديگر به دو گرويدند . ابن تمركيد چند بار با موحدين درآويخت عاقبت منهزم شد و به قتل رسيد . جمعى از يارانش نيز كشته شدند . در سال 544 ه سرش را بريدند و به مراكش بردند .
عبد المؤمن در سال 545 ه ابو حفص عمر هنتاتى را به جاى خود در مراكش نهاد و با سپاهى رهسپار سلا شد . فرمان داد قلعهاى و قصرى روى دماغهاى كه در دريا در برابر سلا پيش رفته بود بنا كنند و نيز آب انبارى بسازند و آن را از آب چشمهء غيوله كه در همان نزديكى بود پر كنند تا براى موحدين ذخيرهاى باشد . چون كار به پايان آمد و آب جارى شد درختها نشاندند و باغها احداث كردند . خليفه مردم را اجازت داد كه خانه بسازند و در آنجا سكونت كنند و اين منشأ شهر رباط الفتح بود كه از آن پس پايگاه لشكرهايى شد كه به غزا مىرفتند . خليفه خود پنج ماه در سلا درنگ كرد . در خلال اين مدت هيئتهايى از فقها و قضاة و زعماء و سرداران سپاه از اندلس به نزد او آمدند . شمار اين هيئتها به پانصد رسيد . و زيخر ابو ابراهيم و وزير ابو حفص و كاتب و وزير ابو جعفر بن عطيه و مشايخ موحدين از آنان استقبال مىكردند و به اكرام تمام درآوردند سپس به ديدار خليفه عبد المؤمن نائل آمدند . در آغاز ماه محرم سال 546 ه در نزد او بار يافتند . نخست هيئت قرطبه پيش رفت . قاضى قرطبه ابو القاسم بن الحاج شرحى دراز از تهديد مسيحيان و فشار آنان بر شهر قرطبه بيان داشت . كاتب ابو بكر بن الجد در پى او خطبهاى بليغ برخواند . سپس هيئتهاى ديگر يكيك پيش آمدند و تهنيت گفتند .
خليفه همه را به لطف خويش بنواخت . و صلات و عطايا داد . سپس فرمان داد