تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
كه به بلاد خويش بازگردند « 1 » . بدون ترديد آمدن اين هيئتهاى اندلسى به مغرب در روحيهء عبد المؤمن براى لشكركشى به اندلس اثرى مهم در برداشت . عبد المؤمن در اوايل سال 546 ه از سلا به معموره رفت و آهنگ آن داشت كه بجايه و افريقيه را فتح كند . اين تصميم را علتهايى چند بود . از جمله پريشانى امور در افريقيه بود و اختلاف امراى آن و دست‌اندازى عربها بر اراضى آن . تا آنجا كه عربها شهر قيروان را محاصره كردند ، و از همه مهمتر تجاوز فرنگان صقليه بر ثغور افريقيه و فتح شهر مهديه در سال 543 ه به دست آنان بود . همچنين تسلط ايشان بر سواحل افريقيه از طرابلس تا آبهاى تونس . همهء اينها عبد المؤمن را برانگيخت كه براى فتح افريقيه بسيج لشكر كند « 2 » . اما عبد المؤمن بىدرنگ به افريقيه حركت ننمود بلكه نخست به سبته رفت و چنان نمود كه كه مىخواهد از آب بگذرد و براى جهاد به اندلس رود . در آنجا وجوه مردم اندلس و فقها و سرداران آن بلاد را به نزد خود فراخواند . آنان بيامدند و مشكلات خود بيان كردند . عبد المؤمن به آنان سفارشها كرد و بازگردانيدشان . آنگاه از سبته بيرون آمد و چنان نمود كه به مراكش مىرود ولى از بيراهه حركت كرد و در همان وقت فرمان داد كه كس در مغرب اوسط از سلا به مكناسه و از به فاس و از فاس به تلمسان و از تلمسان به فاس از جاده نرود . سپس رهسپار مشرق شد ، در نهايت اختفا و شتابان به بجايه راند . در راه بر جزاير بنى مزغنه ( آنجا كه بعدها الجزاير نام گرفت ) مستولى شد . عامل آنجا القائم بن يحيى به بجايه گريخت و پدر خود يحيى بن العزيز بالله صنهاجى از سلالهء بنى حماد را از آمدن سپاه موحدين آگاه كرد . حسن بن على صنهاجى پسر عم صاحب بجايه و فرمانرواى مهديه در الجزاير بود . فرنگان صقلى ( سيسيلى ) در اوايل سال 544 ه / 1148 م بر آنجا مستولى شده بودند و او از مهديه بيرون آمده به پسر عم خود پناه برده بود . صاحب الجزاير با او درشت و ناهنجار رفتار كرد . ازاين‌رو چون موحدين به الجزاير
هامش
( 1 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس . ص 122 . ( 2 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 235 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 284 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان