ششصد تن ولى مردم سجلماسه به دعاى عابدى مستجاب الدعوه از اعدام نجات يافتند « 1 » .
البيذق پس از بيان ماجرا چنين مىنويسد : « سپاس خدا را كه به يارى او اعتراف پايان يافت . . . و خداوند بلاد را رام موحدين نمود و آنان را يارى نمود تا در طريق حق خويش پيروز گردند و دين را بر پاى دارند و دچار تفرقه نگردند .
آرى جهان را رام ايشان ساخت و نشان تخليط و معاندت برافكند . اين بود سبب اعتراف » ، اين حوادث در سال 544 ه / 1149 م اتفاق افتاد « 2 » .
چون به اين حادثهء خون آلود نظر مىافكنيم ، قبل از هرچيز عامل آن را - بنابر قول البيذق - عبد المؤمن به حساب مىآوريم كه براى استحكام مبانى دولت موحدين ، چنين سياستى در پيش گرفته بود . ولى چون به سراسر اين حوادث با نظر دقيقترى بنگريم اذعان خواهيم كرد كه انتساب همهء آن اعمال به عبد المؤمن خالى از مسامحهاى نيست . بلى ، عبد المؤمن به اعتبار آنكه خليفه و فرمانرواى موحدين است ، در تاريخ مسئول اين اعمال سفاكانه است ولى اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه عبد المؤمن علىرغم رفعت مقام و پايگاهش چنان نبود كه در آنچه مىكند يا مىگويد آزادى داشته باشد . عبد المؤمن در بسيارى مواقع مجبور بود در برابر خواست و ارادهء مشايخ موحدين تسليم شود . مثلا ديديم كه هنگامى كه برادرش ابراهيم به دست يكى از بزرگان موحدين كشته شد ، در اثر دخالت اصحاب مهدى نتوانست قاتل را قصاص كند و نيز ديديم كه چون به مراكش وارد شد و ابراهيم بن تاشفين را گرفته نزد او آوردند و او بر جوانىاش ترحم كرد خواست عقوش كند و از مرگ برهاند ، چگونه برخى از مشايخ بر او اعتراض كردند و عاقبت بر خلاف ميل او ابراهيم بن تاشفين را كشتند . اينها و امثال اينها حاكى از اين است كه عبد المؤمن در همهء اعمال و تصرفاتش آزادى مطلق نداشته است . ازاينرو اين تصور پديد مىآيد كه در كشتار اعتراف هم شايد فشار اصحاب و مشايخ از عوامل اصلى بوده است .
هامش
( 1 ) . اخبار المهدى تومرت ، ص 109 - 112 .
( 2 ) . همانجا ، 112 .