تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
را ديديم و ديديم كه چگونه اين كشاكش در بسيارى از مواضع رنگ خون گرفت و چگونه موحدين دشمنان شكست خوردهء خود را طعمهء تيغ مىنمودند و اين خونريزى شعار المهدى محمد بن تومرت بود در محاربه با خصمان خويش . ظاهرا اين گريش به خونريزى در سالهاى بعد هم در ميان موحدين حتى پس از استحكام بنيان دولتشان همچنان رايج بود . مثلا المراكشى مورخ دولت موحدين در كتاب خود ، از ميل شديد مصامده كه ركن اساسى سپاه موحدين بودند به خونريزى حكايت مىكند كه در اوايل قرن هفتم كه او خود در بلاد سوس مهد مصامده بوده از آنان اعمال شگفت‌انگيز ديده است « 1 » . خليفه عبد المؤمن پس از بازگشت به مراكش براى موحدين مجلسى ترتيب داد و آنان را موعظه نمود ، سپس طومارهايى نوشت و به دست مشايخ موحدين داد - البيذق اين طومارها را « اعتراف » مىنامد - و فرمان داد كه براى تنفيذ آن فرمانها نيروى شمشير خود به كار برند . در هر طومار نام صدها تن از شورشيان و آنان كه هنوز در دلشان ترديدى مانده بود يا به قول البيذق « اهل التخليط و المعاندين » نوشته شده بود . اينان واجب القتل بودند و بايد قبايل و عشاير از وجود آنان پاك گردد . البيذق نام قبايل و شمارى را كه بايد كشته شوند چنين آورده است : از قبيلهء هزميره پانصد تن بايد اعدام شوند و از رجراجه هشتصد تن و از حاحه هشتصد تن و از سوس از ساكنان ايجلى ششصد تن و از اينجيست ششصد تن و از جزوله دويست تن در تاعجيزت و سيصد تن در هشتوكه و از هسكوره هشتصد تن آنگاه بقيه بطون هسكوره مورد هجوم واقع شد . و دو هزار و پانصد تن ديگر كشته شدند . از مردم تادلا پانصد تن در محله نظير . سپس به اهل تيفسيرت حمله آوردند و همه را كشتند و غنايم و زنانشان را بردند . از صنهاجه و جراوه هزار نفر در جايى به نام العمرى و از زناته شش هزار تن در فازاز و از صابوره و بنى ماكود دوازده هزار تن و از غماره در تطاوين هشتصد تن و در مكناسه دويست تن و در فاس هشتاد تن و از وريكه و هزرجه دويست و پنجاه تن و از لجاعه صد و پنجاه تن و از درعه
هامش
( 1 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 106 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 281 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان