تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
يحيى بن ابى بكر صحراوى سپاهى مردى عظيم و سوارى دلير بود و مى - خواست خود را به ميدانى افكند كه آتش شورش برضد موحدين را برانگيزد . منطقهء ساحلى از سلا تا اراضى برغواطه و دكاله در جنوب ، پس از هزيمت موحدين در برابر برغواطه ، منطقه مقاومت برضد ايشان شده بود و جز برانداختن آنان قصدى نداشت . صحراوى با اندك افراد خود در اين ميدان آشكار گرديد . برغواطه و دكاله در زير پرچم او گرد آمدند . قبايل رجراجه و حاجه نيز به دو پيوستند و از اينجا و آنجا لشكرى گران و سهمناك تعبيه داد . چون عبد المؤمن از اين لشكر عظيم و آهنگ او خبر يافت ، سپاهى به سردارى يصلاصن يكى از خواص خويش به جنگ آنان گسيل داشت . يصلاصن نخست به تادلا رفت ، آنگاه براى گوشمال مردم سلا كه پيمان گسسته بودند به سلا لشكر برد . سلا را بگرفت و قلعهء آن را به زور شمشير بگشود . مردم سلا خضوع و زارى كردند و از آنچه كرده بودند توبه نمودند . موسى بن زيرى هنتاتى را بر آنان امارت داد ، سپس به سرزمين بنى ورياغل ميان سلا و مكناسه لشكر كشيد . يصلاصن آن را به فرمان خويش درآورد و غنايم را به مكناسه فرستاد . تا ميان موحدين تقسيم شود . اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه چرا يصلاصن از عقوبت شهر عصيانگر سبته چشم پوشيد ، جواب اين است كه برحسب روايت البيذق قاضى عياض بيعت مردم سبته را نزد سردار موحدى فرستاد و بدين‌گونه شهر را نجات داد . « 1 » در روايت ديگر آمده است كه چون موحدين به سبته رسيدند و آنجا را محاصره نمودند ، قاضى عياض به نزد ايشان رفت و از آنچه رفته بود پوزشها خواست . آنان نيز مردم سبته را عفو كردند ولى شهر را به تصرف درآوردند . سپس قاضى عياض در سال 543 ه به مراكش رفت تا نظر لطف خليفه را جلب نمايد . خليفه نيز گناهانش را عفو كرد و فرمان داد كه ملازم مجلس او باشد . قاضى پس از اندك زمانى بيمار شد و در شب نهم جمادى الاخر سال 544 ه / 1149 م بمرد . او را در مراكش به خاك سپردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 108 . ( 2 ) . كتاب التعريف بعياض ( مخطوط كتابخانهء الكتانيه در رباط ، شماره 553 ) برگ 7 - 14