تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
و از دو طرف خلق بسيار كشته شدند . اين واقعه در سال 538 ه اتفاق افتاد . « 1 » اين حادثه گواه آن است كه ناوگان مرابطين با وجود حوادثى كه در مغرب مىگذشت همچنان بيدار و هوشيار سواحل و ثغور مغرب را حراست مىكرده است . پس از اين حادثه ، حادثه‌اى ديگر رخ داد كه در روحيهء مرابطين تأثير ناگوارى داشت ، و آن كشته شدن ربرتير سردار رومى بود . در باب كشته شدن ربرتير روايات مختلف است : خلاصه آنكه عبد المؤمن لشكر جزوله را به جنگ ربرتير فرستاد . اينان در موضعى به نام كيرس بودند . ربرتير با سپاه خود بيامد . جزوله كه در پناه خندقى بودند توانستند ربرتير را بازگردانند . چون ربرتير منهزم شد نامه‌اى به عبد المؤمن نوشت و او را اندرز داد كه فريب قبيلهء جزوله را نخورد ، زيرا اينان بر برادران خويش غدر كرده‌اند و بىهيچ ترديد بر تو نيز غدر خواهند كرد . عبد المؤمن به سخن او گوش داد و از جزوله اسب و سلاح بستد . سپس همه را جز كودكان خردسال بكشت و هرچه داشتند به چنگ آورد . چون ربرتير اين خبر بشنيد مصمم شد كه بر موحدين حمله كند و غنايم از آنان بستاند . تاشفين با تصميم او مخالفت نكرد ولى خود با او نرفت . ربرتير و موحدين در موضعى به نام « تاكوط آن تيفسرت » مصاف دادند . در اين نبرد ربرتير و همهء سپاهيانش كشته شدند . به روايت البيذق شش تن باقى ماندند ، سه تن از مسيحيان و سه تن از مرابطين كه البيذق نام آنان را ذكر كرده است . اين واقعه در سال 539 ه / 1144 م اتفاق افتاد . « 2 » ابن عذارى كشته شدن ربرتير را مختصر بيان مىكند . از اين قرار كه در سال 539 ه سردار رومى با سپاه خود و نيز سپاه لمتونه و حشم به جنگ موحدين رفت و از آنان شكست خورد و خود به هلاكت رسيد . ابن خلدون مىگويد كه تاشفين بن على روبرتير را با لشكرى گران بر سر بنى سندوم و زناته فرستاد . اينان در دشتهاى خود بودند . روبرتير با غنايم بسيار باز گرديد . موحدين راه بر سپاه او گرفتند . ميان دو گروه نبرد درگرفت و روبرتير و سپاهش كشته شدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، اوراق ياد شده ، هسپريس ، ص 108 . ( 2 ) . كتاب اخبار المهدى ابن تومرت ، ص 96 . ( 3 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 6 / ص 231 .