مىكند :
مربعى در دشت ترتيب مىدادند كه در جهات چهارگانهء آن صفى از مردان بود كه نيزههاى بلند در دست داشتند و سپرهايى براى دفاع . پشت سر آنان در صف دوم زوبين افكنان جوشنپوش در پشت سر ايشان در صف سوم كسانى بودند كه كيسههاى پر از سنگ داشتند . پشتسر آنها در صف چهارم تيراندازان بودند و در وسط اين مربع نيروى سواره جاى داشت . « * »
ابن اليسع گويد : سواران مرابطين چون بر سپاه موحدين مىزدند جز نيزههاى بلند و زوبينها و سنگها و تيرها نمىيافتند . چون واپس مىنشستند ، آنگاه سواران پيش مىتاختند . « 1 »
جنگ ميان مرابطين و موحدين بدينگونه در منداس روى داد و اين تعبيهء دفاعى مرابطين را با وجود برترى ايشان در ساز جنگى و شمار سپاهيان ناتوان ساخت . موحدين كشتار بسيار كردند و بر آنان تلفات سنگين وارد آوردند . جنگ در نهايت شدت سه روز ادامه داشت ، در روز چهارم پيروزى نصيب موحدين گرديد و بر لشكرگاه مرابطين و همپيمانانشان بنى يلومى و غير ايشان غلبه يافتند و غنايم بسيار به چنگ آوردند . به روايتى سى هزار گوسفند و دوازده هزار گاو بخشى از اين غنايم بود . ولى هنگامى كه با اين غنايم به طرف ضخرتين در حوالى تلمسان مىرفتند ، روبرتير با سپاه خود راه بر آنان بگرفت و حملهاى سخت كرد و بسيارى از غنايم را بازپس ستد و از كوميه قبيلهء عبد المؤمن چهارصد مرد را بر خاك هلاك افكند و با آن غنايم كه باز ستده بود به تلمسان رفت و به امير تاشفين پيوست . « 2 »
در خلال اين كشاكشى كه مرابطين درگير آن شده بودند ، ناوگان عظيم نورمانها به آبهاى سبته درآمدند . صد و پنجاه كشتى جنگى بود . نورمانها بر سبته حمله كردند و قصد تصرف آن داشتند . كشتيهاى مرابطين نيز به سردارى امير البحر ابن ميمون به دفاع پرداخت . در دريا نبردى هولناك درگرفت كه از دو سو چند كشتى غرق گرديد
هامش
( * ) . تصور اين مربعها براى مترجم ميسر نگرديد .
( 1 ) . الحلل الموشيه ، ص 98 .
( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، بخش سوم ، ( تطوان 1963 ) ص 15 .