شگفتانگيز مىآورد » . « 1 »
اما على بن يوسف ، در روايات بدينگونه توصيف شده كه رنگى سفيد متمايل به قرمزى داشت . خوش بالا و زيباروى بود با ابروانى از هم جدا و بينى ميان برآمده و چشمانى سياه و مويى بىشكن . « 2 »
على بن يوسف را يازده پسر بود ولى پس از مرگش جز ولىعهدش تاشفين كسى از آنها زنده نماند . پسر بزرگش سير مدتى پيش از مرگ پدر مرده بود .
همچنين ديگر فرزندانش پيش از مرگ او مردند . يكى از آنها ابو بكر والى اندلس بود .
در روايتى آمده است كه او به امر پدرش به صحرا تبعيد شد ، در هنگامى كه بر سر تعيين برادرش به حكومت اندلس به اعتراض برخاست . بعضى گويند او را رنجى حاصل شد كه از رفتن بماند . او را بر دوش مردان تا جزيره بردند . در آنجا زندانى شد و در زندان بمرد . پدر در فقدان او بسيار زارى كرد .
4
دولت مرابطين در اين چند سال اخير حكومت على بن يوسف ، روزگارش پريشان و اساسش لرزان بود و بيشتر شهرها و اراضىاش را از دست داد و هرج و مرج و آشوب سراسر آن را دربرگرفته بود . در اثر جنگهاى مداوم وضع اقتصادى نابسامان شده و آذوقه و غلات كمياب و درآمد مردم اندك شده بود و مردم سخت در مشقت افتاده بودند . چون على بن يوسف چشم از جهان فرو بست اوضاع از آنچه بود بدتر شد . زيرا در ميان مرابطين اختلاف كلمه افتاد . خصومت ميان دو قبيلهء لمتونه و مسوفه بالا گرفت . اين دو قبيله به منزله دو ستون استوار دولت مرابطين بودند . جمعى از زعماى مسوفه بر حكومت مراكش خروج كردند و صلاح خود
هامش
( 1 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ( اوراق مخطوط ياد شده - هسپريس ص 107 ) ، الحلل - الموشيه ص ، 61 .
( 2 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 102 .