تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
در آن ديدند كه تحت حمايت موحدين درآيند . از اين گروه بود يحيى بن تاكفت و براز بن محمد و يحيى بن اسحاق معروف به انجمار حاكم پيشين تلمسان . اينان خود را به مواطن موحدين رسانيدند و اظهار اطاعت كردند . اين ضربه‌اى سخت بر تاشفين بن على بود . در جبههء مرابطين پريشانى شدت يافت و لمتونيان بر مسوفه به خشم آمدند آن‌سان كه دست به كشتارشان زدند . از قبايلى كه در اين فترت از تاشفين جدا شدند يكى بنى و مانو از بطون زناته بود . مشايخشان نزد عبد المؤمن رفتند و اظهار اطاعت كردند . عبد المؤمن آنان را با پاره‌اى از قواى خود به بلادشان فرستاد تا همهء آن بلاد به فرمانبردارى موحدين گردن نهادند . چون تاشفين از نقض بيعت بنى و مانو خبر يافت ، لشكرى به سردارى ربرتير بر سرشان فرستاد و موحدين به يارى ايشان شتافتند . بنى و مانو به سر تپه‌ها رفتند و در آنجا پناه گرفتند . مرابطون از تپه‌ها فرا رفتند تا مگر آنان را گوشمال دهند ولى در نبرد منهزم شده بازگرديدند . در پى آن لشكر موحدين به سردارى ابن وانودين و ابن زجو و ابن يومور به بلاد بنى يلومى و بنى عبد الواد كه از انصار مرابطين بودند ، رهسپار شدند و در آن منطقه كشتار و تاراج به راه انداختند و غنايم بسيار به دست آوردند . ولى به هنگام بازگشت گروهى از مرابطين از قبيلهء زناته راه بر آنان بگرفت و بر مركز غنايم مستولى شدند و همه نگهبانان آن را كشتند . اين نگهبانان همه از بنى و مانو بودند و شمارشان به ششصد مرد مىرسيد . موحدين به كوهى در آن حدود تحصن گرفتند . مرابطين لشكر خود را به منداس بلد بنى يلومى از بطون زناته بردند . بنى يلومى و چند بطن ديگر به ايشان پيوستند . چون عبد المؤمن به آنچه اتفاق افتاده بود آگاه شد قواى خود را از حوالى تلمسان به سرزمين بنى يلومى برد . امير تاشفين در همان وقت به تلمسان رفته و در آنجا لشكرگاه برپاى كرده بود . تاشفين لشكرى را كه گرد كرده بود به مواطن موحدين در منداس فرستاد . همچنين ربرتير نيز به آن پيوست و بدين‌گونه مرابطين توانستند لشكرى عظيم بسيج كنند . چون عبد المؤمن از تفوق دشمن خويش آگاه شد براى نبرد نقشهء تازه و مبتكرانه‌اى ترتيب داد . اين نقشه همان مربع موحدى است كه بعدها شهرت يافت و اساس نقشه‌هاى دفاعى ايشان را در دشت باز تشكيل مىداد . ابن اليسع خلاصهء اين نقشه را به نقل از يكى از موحدين بدين‌گونه بيان