تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
برعهده گيرد . اين واقعه در سال 536 ه اتفاق افتاد . ولى على بن يوسف را اجل مهلت نداد تا اين كار به پايان رساند ، زيرا چند ماه بعد درگذشت . « 1 » از حوادثى كه در اواخر عهد او به وقوع پيوست سيل عظيمى بود كه در سال 532 ه در طنجه افتاد و خانه‌هاى مردم را ويران ساخت و جمع كثيرى از مردم و چارپايان مردند . « 2 » آنگاه در سال 533 ه حريق در بازار شهر فاس افتاد و به سبب آن بخش عظيمى از سراهاى بازرگانى ويران شد و اموال بسيار تلف گرديد و مردم فقير شدند . « 3 » ديگر آنكه در سال 535 ه جمع كثيرى مردم از نواحى مختلف مغرب به اندلس مهاجرت كردند . اين چيزى است كه ابن عذارى از ابن حماده نقل مىكند . ظاهرا اين امر به سبب پيروزيهاى پىدرپى موحدين بود بر مرابطين و وحشت وابستگان و اولياء مرابطين از فروپاشى اساس دولت مرابطين در مغرب . « 4 » در زمان على بن يوسف شهر مراكش وسعت گرفت و آبادان شد على بن يوسف ، در آنجا مسجد جامع و كاخ عظيمى بنا كرد و وضع آب شهر را نظام داد . و باروهايش را تعمير كرد . در زمان او مراكش به صورت پايتختى عظيم درآمد . « 5 » روايات از اخلاق و سجايا و صفات على بن تاشفين سخن مىگويند و گويند كه پادشاهى بزرگ و بلند همت بود و عالىقدر و با معرفتى گسترده و سياستى عظيم . « 6 » افزون بر اينها مردى پرهيزگار بود و متعبد . علما را دوست مىداشت و مجالستشان را مغتنم مىشمرد . « 7 » ولى مانند پدرش نبود كه چندان به رأى فقهاى مالكى وقعى ننهاد بلكه على بن يوسف در برابر رأى ايشان خاضع بود و حرف آنان را بالاى هر حرف ديگر مىدانست . و ديديم كه چگونه به خواست اين فقهاى مالكى كتابهاى
هامش
( 1 ) . همانجا ، ص 105 ( 2 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ( اوراق مخطوط - هسپريس ، ص 103 ) . ( 3 ) . ابن القطان ، نظم الجمان ، ( مخطوط ياد شده ) . ( 4 ) . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ( اوراق مخطوط ياد شده - هسپريس ص 105 ) . ( 5 ) . الزركشى ، تاريخ الدولتين ، ص 5 . ( 6 ) . ابن الخطيب ، الاحاطه ، ( مخطوط ياد شده ، اسكوريال برگ 292 ) . ( 7 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 99 . الحلل الموشيه ، ص 61 .