تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
فرود آمدند . ميان ايشان و موحدين رود ورغه و درهء ورغه فاصله بود . ربرتير با نيروى برگزيدهء مرابطين و سپاه مسيحيان بيرون آمد و در جايى به نام تازغدرا نبردى هولناك درگرفت . از دو طرف شمار بسيارى به قتل رسيد . سپس ربرتير به ميان قبايل بنى تاودا بازگرديد و موحدين به تاغزوت رفتند و از آنجا به موطن بنى مزكلده ، سپس به ايلانه ، سپس به ايجن در نزديكى قصر الكبير . تاشفين بن على و ربرتير از پى موحدين روان شدند تا به موضعى در نزديكى لشكرگاه موحدين به نام نهليط فرود آمدند . در ايجن عمر ازناج ( اصناك ) يكى از جماعت عشره بيمار شد . چون مرگ خود روياروى ديد برخاست و موحدين را موعظه كرد . موعظه‌اى طولانى . و آنان را به اطاعت خليفه عبد المؤمن تحريض كرد و در شب همان روز بمرد . موحدين از آن پس تا مقريت پيش رفتند و از آنجا تا وادى لو در سرزمين بنى سعيد . ربرتير در پى آنان بود تا به تيطاوين ( تطوان ) رسيدند . موحدين به سمت شمال بازگشتند تا قلعهء باديس بر ساحل درياى مديترانه . اهالى آن نواحى همه به اطاعت ايشان درآمدند ، سپس به ثغرالمزمه « 1 » در مشرق باديس رفتند و روزى چند در آنجا فرود آمدند و گرفتار بادهاى صعب شدند ، آن‌سان كه جارپايانشان به هلاكت رسيد . عبد المؤمن آنجا را تاغزوت ناميد . آنگاه از آنجا به كوهستان تمسامان رخت كشيد . « 2 » در اينجا البيذق داستان عجيبى نقل مىكند ، خلاصه آنكه : ابراهيم بن على برادر خليفه عبد المؤمن بن على نزد او آمد . خليفه او را به اكرام تمام درآورد و اسب و بنده و خيمه داد و در موضع محمد بن ابى بكر بن يكيت جاى داد كه پدرش ابو بكر بن يكيت از اصحاب عشرهء مهدى بود . محمد بن ابى بكر را خوش نيامد و بر جست و ابراهيم را كشت . خليفه از كشته شدن برادر سخت خشمگين شد و خواست كه ابراهيم را به انتقام خون برادر بكشد ، ابو حفص عمر اينتى و ابن واجاج اعتراض
هامش
( 1 ) . المزمه همان است كه در جغرافياى جديد تحريف شده و به صورت الحسيمهsamecuhlAدرآمده . ( 2 ) . اخبار المهدى بن تومرت ، ص 92 و 93 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، اوراق ياد شده .