سخت درگرفت . موحدين شكست خوردند و سردارشان كشته شد . ربرتير سر او را را به فاس فرستاد .
در پى آن موحدين به غياثه واقع در مشرق فاس و جنوب رباط تازا رفتند .
آنجا از اراضى زناته بود . موحدين بر فراز كوهستان عفرا لشكرگاه برپاى نمودند .
مرابطين در همان هنگام در دشت به جايى موسوم النواظر در نزديكى كوهستان عفرا از ناحيهء تازا فرود آمدند . در اين هنگام زمستانى سخت فرا رسيد همراه با بادها و توفانها . چند هفته باران به شدت باريدن گرفت . و دشت در آب فرو شد و سيل واديها و روستاها را بگرفت . هر دو سپاه متحمل رنج بسيار شدند . اما وضع مرابطين كه در دشت بودند سختتر بود . زيرا خيمهها فرو مىافتاد و به سبب سستى زمين ميخها در زمين استوار نمىشد و خانهها در آب غرق مىشد . بسيارى از مرابطين از گرسنگى و سرما مردند . آذوقه كم شد و در دو لشكر براى برافروختن آتش هيزم نبود . بنابر قول البيذق بهاى جو در لشكرگاه موحدين هر رطل به سه دينار رسيد و بهاى هيزم در لشكرگاه مرابطين به رطلى يك دينار . و اين شوربختى روى به پايان ننهاد مگر آنگاه كه نشانههاى بهار آشكار گرديد . اين حادثه بنابر قول البيذق در سال 536 ه / اوايل سال 1142 م بود . « 1 »
اين بود آنچه البيذق در باب جنگ غياثه نوشته بود . اولا تاريخ آن را سال 536 ه گذاشته ثانيا نمىگويد كه در آنجا ميان موحدين و مرابطين جنگى هم درگرفته است يا نه . اما ابن القطان روايت ديگرى نقل مىكند كه با روايت البيذق اختلاف آشكار دارد . اولا تاريخ آن را 532 ه مىگذارد ، سپس مىگويد كه هنگامى كه موحدين به كوه غياثه فرود آمدند ، سير بن على بن يوسف با نيرويى از مرابطين بيرون آمد و در جرانده نزديك وادى ابى جلوا فرود آمد . در آنجا سپاهيان مغرب هم به سردارى عبد اللّه بن يحيى بن تيفلوت به او رسيدند . سپاهيان زناته نيز كه بيش از پنج هزار سوار بودند به سردارى يحيى بن فانو بيامدند . در اثناى اين حال زيرى بن ماخوخ از مشايخ زناته جدا شد و مذهب توحيد يعنى مذهب موحدين برگزيد و به
هامش
( 1 ) . كتاب اخبار المهدى ابن تومرت ، ص 91 . ابن الاثير ، الكامل ، ج 10 ص 305 همچنين ابن عذارى ، البيان المغرب ، ( اوراق مخطوط ياد شده ) .