تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
نسب او نيز بدان گواهى دهد . اما از آنجا كه خليفهء مهدى و امير المؤمنين است بايد او نيز مانند خود مهدى براى خود نسبى اولا عربى و ثانيا متصل به اهل بيت ترتيب دهد . ازاين‌رو در روايت نسب او را به منصور بن قيس بن عيلان بن مضر رسانيده بودند . حال چگونه نسب عربى به بربرى تحول مىيابد . بدين‌گونه كه يكى از اجداد عرب او به ساحل تلمسان فرود آمد ، او از فتنه‌هاى اندلس گريخته بود و در جوار بعضى احياء مطماطه كه از برادران زناته‌اند جاى گرفت . و به جوار و حلف به آنان پيوست . بعضى گويند نسب او بىهيچ واسطه به اهل بيت مىرسد . بدين‌گونه كه جدهء او كنونه دخت ادريس بن ادريس بن عبد اللّه بن القاسم بن محمد بن الحسن بن على بن ابيطالب ( ع ) بود . نسب مادر او تعلو بنت عطيه هم به همين كنونه مىرسد . پس بنابراين نسب‌نامه ، عبد المؤمن از سلاله‌هاى اهل بيت است هم از سوى پدر و هم از سوى مادر . « 1 » چنان كه المراكشى روايت كرده ، عبد المؤمن خود بربرى بودنش را انكار مىكرد و مىگفت كه « من از كوميه نيستم ، من از قيس بن عيلان بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان هستم . اما در ميان قبيلهء كوميه به دنيا آمده و پرورش يافته‌ام . آنان خويشاوندان مادرى من هستند . » المراكشى مىگويد برخى از فرزندان عبد المؤمن و نوادگان او را ديده كه مىگفته‌اند ما به قيس بن عيلان بن مضر نسب مىرسانيم . « 2 » همچنانكه بر گرد ابن تومرت و دعوت او هاله‌اى از اساطير حلقه زده بود تا مردم باور كنند كه دست تقدير او را برگزيده تا به اصطلاح مهدى آخر الزمان شود و قدسيت او را تأكيد نمايد و رسالتش را صادق وانمايد ، همينگونه بر گرد شخصيت عبد المؤمن و خلافت او هاله‌اى چنين از اساطير به وجود آمده بود . و حاكى از آن بود كه از روز ازل قلم تقدير بر آن جارى شده بود كه عبد المؤمن خليفهء مهدى باشد . ابن القطان پاره‌اى از مطالبى را كه ابو القاسم المؤمن در كتاب خود ، « فضائل المهدى » آورده است ، نقل مىكند . اين كتاب مجموعه‌اى است از اقوال و امارات براى اثبات صدق رسالت ابن تومرت . از جمله مىگويد كه در كتاب ابو عبد اللّه الباقر بن على
هامش
( 1 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 109 - ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 119 . ( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 109 .