پس از آن بمرد و كار مصامده بر عبد المؤمن قرار گرفت . « 1 »
بنابراين بعيد نمىنمايد كه اين ياران كه با عبد المؤمن كمى پيش از وفات ابن تومرت بيعت كردند مرگ او را پنهان داشتند تا مبادا موجب اختلافهايى شود .
زيرا پس از مرگ او هر قبيلهاى و هر زعيمى مىخواست از ميراث او سهمى ببرد .
در واقع از همان آغاز دعوت ، عبد المؤمن بر ديگر اصحاب برترى داشت و از همه به مهدى نزديكتر بود و از خواص بسيار نزديك او به شمار مىآمد و محبوب و مورد اعتماد او بود . گويند هرگاه ابن تومرت او را مىديد دو بيت كه خود دربارهاش سروده بود برمىخواند :
تكاملت فيك اوصاف خصصت بها * فكلنا بك مسرور و مغتبط
السن ضاحكة و الكف مانحة * و الصدر متسع و الوجه منبسط « 2 »
افزون بر اينها عبد المؤمن در نژاد و قبيله از مصامده دور بود و در ميان ايشان صاحب قبيله و طايفهاى نبود و اين خود يكى از علل انتخاب او به خلافت بود ، زيرا برگزيدن او سبب رقابت و همچشمى نمىشد . « 3 »
در نام و نسب او ابو بكر صنهاجى گويد : عبد المؤمن بن على بن علوى بن يعلى بن على بن حسن بن نصر بن امير بن نصر بن مقاتل بن كومى بن عون اللّه بن ورجايغ بن ينفر بن مراو بن مطماط بن صطفور بن نقور بن رجيك بن يحيى بن هزرح بن قيس بن عيلان . ابو بكر صنهاجى پس از برشمردن اين نامها مىافزايد كه اين نسبنامه تا مقاتل بن عون اللّه درست است و از آنجا تا قيس بن عيلان همه دستخوش اختلاف و تصحيف و تقديم و تأخير است . « 4 »
عبد المؤمن به قبيله كوميه انتساب دارد و كوميه بطنى از بطون زناته است .
پدرش و مادرش هر دو از اين قبيلهاند . بنابراين عبد المؤمن يك بربرى اصيل است و
هامش
( 1 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 108 و 109 .
( 2 ) . المراكشى ، المعجب ، ص 110 . ابن خلكان مىگويد كه اين دو بيت به ابى الشيص الخزاعى منسوب است . وفيات الاعيان ، ج 2 / ص 391 .
( 3 ) . ابن ابى زرع ، روض القرطاس ، ص 119 . ابن خلدون ، وفيات الاعيان ، ج 6 / ص 229 .
( 4 ) . كتاب اخبار المهدى بن تومرت ، ص 21 و 22 .